تبليغاتX
××××تحفه اثنا عشري ×××××




















××××تحفه اثنا عشري ×××××

؟؟؟؟؟؟؟؟

ان شاءالله بزودی در مورد فرقه های شیعه در خدمت شما دوستان گرامی خواهم بود .

منتظر باشید .

نوشته شده در ساعت توسط tohfeh| |

با سلام خدمت دوستان عزیز

از اینکه مدت زیادی بود نمی توانستم آپ کنم عذر می خوام امیدوارم به امید خدا بتوانم در راهی که در پیش گرفته ام  روشنگر گوشه ای از خرافات عده ای باشم .

باشد که خداوند به ایشان عقل سلیم عنایت فرماید .

و ما را در زمره نیکوکاران و صابران قرار دهد .

آمین یا رب العالمین .

 

نوشته شده در ساعت توسط tohfeh| |

اشکال اول : نهج البلاغه تالیف سید رضی برادر سید مرتضی است که در قرن چهارم و اوائل قرن پنچم بوده اند و معلوم است که بین زمان حضرت علی و زمان ایشان چهار قرن فاصله است و در این کتاب خطبه ها و نامه ها و کلمات حضرت علی را بدون راوی و بدون ذکر سند نقل کرده است و لابد از زمان علی تا زمان ایشان باید این جملات بتوسط سلسله ء راویان نقل شده باشد و هر خطبه ای باید به ده فاصله از علی نقل شده باشد و معلوم نیست سید رضی آنها را از چه کسی و از چه کتابی نقل نموده است ؟ و در حقیقت خطبه های نهج البلاغه و بلکه در جملهء خبر مرسل هم نمی رود .

اشکال دوم : اینکه بعضی از جملات و کلمات نهج البلاغه با کلمات و جملات دیگر آن در تناقض است . مثلاْ در خطبهء ۳ که لقد تقصمها ابن ابی قحافه ... ذکر شده و شکایت از خلفاء آمده ضد است با مکتوب ششم که در آن مکتوب از خلفاءمدح و تعریف نموده و خلافت ایشان را حق دانسته و هم چنین مخالف است با خطبه ۱۶۳ که به سفارت مردم نزد عثمان رفته و از شیخین تعریف نموده و علم آنان را حق دانسته و همچنین مخالف است با  خطبه ء ۲۲۸ که بسیار از عمر تعریف نموده است و همچنین مخالف است با اعمال آنحضرت که با خلفاء مراوده و مورد مشورت ایشان بوده و در حق ایشان خیر خواهی می نموده و به نماز ایشان میشده است و جانشینی عمر را بهنگام سفر به فلسطین قبول نموده و معاش دولتی از خلفا میگرفته است و اعمال دیگر آنحضرت .ولی شیعیان اعمال علی و کلماتی که آنحضرت در نهج البلاغه در تعریف خلفاء ذکر نموده را نادیده می گیرند و نظرشان فقط به خطبه شقشقیه میباشد .

اشکال سوم :اینکه در خطبه شقشقیه کلماتی آمده که از ساحت حضرت علی بدور است مثلا می گوید ((ینحدر عنی السل، و لا یرقی الی الطیر ))یعنی علوم و معارف مانند سیل از من جاری می شود ،هیچ پرواز کننده ای به اوج پرواز من نمی رسد ))اگر کسی علی را بشناسد یقین میکند این جملات از علی نبوده و علی کسی نبوده که عجب نفس داشته باشد و چنین تعریفی از خود نماید و بعلاوه کسی که خلافت حق خدا داد او باشد باید همه جا و همه وقت حق خود را اظهار کند نه آنکه مطالبی مبهم و غیر صریح اظهار کند و در پایان این خطبه آمده که حضرت به ابن عباس فرموده :(( یا ابن عباس تلک شقشقیه هدرت ثم قرت ))و شقشقیه در لغت مانند شش گوسفند است که شتر در وقت هیجان و نفس زدن آنرا با زبان از دهان خارج می کند و در زیر گلو صدا می کند و ابتدا بیننده آنرا با زبان اشتباه می کند . یعنی ای ابن عباس مطالبی را که گفتم گویا چنان است که شقشقیه شتر صدا کند و سپس در جای خود قرار گیرد :یعنی هر جا از این سخنان نباید گفت و از این سخنان دیگر نخواهی شنید ،در این صورت باید پرسید اگر خدا علی را به امامت و خلافت نصب فرموده چگونه چنین کلماتی را بدون اختیار می گوید ؟کسی که از طرف خدا خلیفه است باید همه جا آنرا بیان کند نه آنکه یکبار اظهار  کند و بگوید ذکر چنین مطلبی صلاح نیست و نباید اظهار شود. باید پرسید اگر افشای خطبه صلاح نبوده پس چرا راوی آنرا اظهار نموده و بر خلاف میل علی نموده است ؟ همین اظهار از قرائن کذب انست و میرساند که علی نفرمود. شان علی اجل است از اینکه بگوییم برای خود خلافت خدایی قائل بودو سپس با نقض کنندگان حکم الهی مراوده و همکاری و معاشرت داشته است .

اشکال چهارم : اینکه در خطبه شقشقیه نفرموده من منصوص الهی هستم بلکه شکایت نموده و خود را اولی و احق برای خلافت از دیگران دانسته هر کس در زمان خود می تواند خود را در زعامت و ولایت اولی بداند و این اشکالی ندارد .

اشکال پنچم : آنکه پاره ای از مطالب در نهج البلاغه وجود دارد که بر خلاف قرآن و یا بر خلاف عقل است .مانند آنکه در خطبه 159 می گوید : موسی در بیابان آنقدر علف خورد که سبزی علفها در داخل شکمش از بیرون شکمش پیدا بود . و مانند آنکه در نهج البلاغه ابلیس را از نوع ملک (فرشتگان )به شمار آورده در حالیکه خدا او را از جنس جن در قرآن ذکر فرموده است

اشکال ششم : حضرت علی پس از شهادت عثمان در بالای منبر اعلان کرد که امامت بدست امت است و احدی را در آن حقی نیست مگر اینکه امت انتخاب کند .رجوع شود به تارخ طبری و سایر تواریخ و از خود نهج البلاغه چنین مطلبی را می توان استفاده نمود .

در اینجا این سوال پیش می آید که اینچنین کتابی که اینهمه مبهمات در آن موجود است با اینچنین نویسنده ای که چهار قرن پس از خود آنحضرت می زیسته است می تواند مورد استفاده قرار گیرد ؟ و بر کتب دیگر که با اسناد معتبر روایاتی را آورده اند ارجحیت داشته باشد ؟

نوشته شده در ساعت توسط tohfeh| |


Design By : Night Skin