××××تحفه اثنا عشري ×××××
؟؟؟؟؟؟؟؟
تفصيل اين اجمال آنكه چون در زمان خلفاء ثلاثه رضي الله عنهم فتح بلاد
كفار از يهود و نصارى و مجوس و بت پرستان به عنايت ايزدى بدست صحابه كرام و تابعان
عظام واقع شد و قتل و اسر و نهب در كفار نگون سار اتفاق افتاد و كمال ذلت و عار
بآنها لاحق گرديد بحديكه زنان دوشيزه آنها فراش دانى اهل اسلام شدند و اطفال
آنها كنيزك و غلام اجلاف عرب گرديدند و اخذ جزيه بكمال هوان و مذلت از بقيه آنها
مرسوم و معمول گشت در عهد خليفتين اولين بجهت غلبه حميت و شدت عصبيه دست و پا زدند
و بقتال و جدال برخاستند چون نصرت الهي پى در پى مددگار طايفه اسلام بود غير از
خيبه و خسران و كبت و خذلان بدست نياوردند ناچار در عهد خليفه ثالث حيله ديگر
انگيختند و بحبل متين مكر آويختند پس جماعه كثير از آنها بكلمه اسلام گويا شده خود
را در شمار مسلمين داخل كردند و در پى اطفاء نور اسلام و ايقاع فتنه و فساد و بغض
و عناد در فرقه مسلمين شدند و تدبير و حيله براى اينكار جستند ناگاه بتقدير ربانى
چون انقضاء ايام خلافت نزديك شد جماعه از مردم مصر بر خليفه ثالث بغى ورزيدند و
خلعت خروج پوشيدند آنجماعه از همه پيشتر و بيشتر در افروختن اين آتش ساعى گشتند و
اين فرصت را غنيمت شمردند و از اطراف و جوانب خصوصاً كوفه و نواحى عراق خود را
بمدينه منوره على افضل ساكنيها التحية و السلام رسانيدند و تقرير فتنه انگيز كه از
سالها مهيا كرده بودند و بجهت ترس از صولت اهل اسلام بر زبان نمى آوردند بر ملا
آغاز نهادند و هر گاه شهادت آن خليفه بر حق و خلافت حقه خاتم الخلفاء اميرالمؤمنين
رضي الله عنه صورت گرفت خود را عداد محبين و مخلصين آنجناب وا نمودند و خويشتن را
بشيعه على ملقب ساختند و باين درآمد كمال فرحت و شادى نصيب ايشان شد و خواستند كه
مكونات ضماير خبث ذخاير خود را بى دغدغه در پايه اظهار و ابراز آرند و اين فتنه را كه قريب الاطفاء و الانتفاء بود
دراز و پهنا درآورند. كلانتر اين
گروه (عبدالله بن سبأ يهودى يمنى صنعانى) بود كه سالها در يهوديت علم تلبيس و
اضلال افراخته و نرد دغا و دغل باخته سرد و گرم فتنه انگيزى چشيده و نشيب و فراز
اين صحرا را ديده خيلى پركار برآمده بود هر كسى را از اهل فتنه به طورى فريب دادن
آغاز نهاد و فراخور استعداد هر يك تخم ضلالت كاشتن بنياد كرد. اولاً اظهار بنياد
كمال محبت و اخلاص به خاندان نبوى و دودمان مصطفوى و تحريض بر محبت اهل بيت و
استحكام در اين امر شروع كرد و التزام جانب خليفه بر حق و ايثار او بر ديگران و
ميل نكردن به مخالفان او بيان نمود و اين معنى مقبول خاص و عام و مرغوب كافه اهل
اسلام گرديد و باعث اعتقاد بر نصيحت و خيرخواهى او گشت و چون جماعه را بدين دام
گرفتار كرد اولاً القا نمود كه جناب مرتضوى بعد از پيغمبر افضل مردم و اقرب ايشان
است به سوى پيغمبر و وصى او و برادر او و داماد اوست و آيات وارده در فضائل آن
جناب و احاديث مرويه در مناقب آن عالى قباب باضم موضوعات و مخترعات خود منتشر ساخت
هرگاه ديد كه تلامذه او به تفضيل جناب مرتضوى بر جميع اصحاب قائل شدند و اين معنى
در اذهان ايشان رسوخ و استحكام پذيرفت جماعه را
از خلص اخوان و برگزيده ياران خود سر ديگر تعليم كرد كه جناب مرتضوى وصى
پيغمبر بود و پيغمبر او را بنص صريح خليفه ساخته و خلافت او در قرآن مجيد از آية (إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ
وَالَّذِينَ آَمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ
وَهُمْ رَاكِعُونَ (55) المائده) مستنبط مي شود ليكن صحابه بغلبه و مكر
وصيت پيغمبر را ضايع ساختند و اطاعت خدا و رسول نه كردند و حق مرتضى را تلف نمودند
و همه براى طمع دنيا از دين برگشتند و مناقشه كه فيما بين سيدة النساء و خليفه اول
در باب فدك رفته بود و آخرها بصلح و صفا انجاميده دست آويز و متمسك ساخت و هر يك
را بكتمان اين سر وصيت بالغه نمود و گفت اگر با مردم شما را ازين جنس مقاوله و
محاوره در ميان آيد نام من نگيريد و از من تبرا و بيزارى اظهار نمائيد كه مرا غرض
ازين وصيت و نصيحت محض بيان حق و اظهار واقع است نه نام و نشان و نه صيت و جاه
بجهت اين وسوسه او گفت و شنود اين مقدمات و سب و طعن خلفا در لشكريان حضرت امير
جارى شد و مناظرات و مجادلات شدن گرفت تا آنكه حضرت امير رضي الله عنه بر سر منبر
بر ملأ خطبهها فرمود و ازين جماعه بيزارى و تبرا ظاهر نمود و برخى را بوعيد و ضرب
حد تهديد كرد ابن سبأ چون ديد كه اين تير او هم بر هدف نشست و فتنه و فساد در
عقيده اهل اسلام مداخلت كرد با هم بگفت و گو مى آويزند و آبروى يكديگر ميريزند
جماعه را از اخص الخواص شاگردان خود بر چيده در خلوت خالى از اغيار بعد از گرفتن
عهد و ميثاق و پيمان و قسم سر ديگر باريكتر و نازكتر در ميان نهاد كه از جناب
مرتضوى چيزها صادر ميشوند كه مقدور بشر نيست از خوارق عادات و قلب اعيان و اخبار
از غيب و احياء اموات و بيان حقايق الهيه و كونيه و محاسبات دقيقه و جوابات حاضره
و بلاغت عبارت و فصاحت الفاظ و زهد و تقوى و شجاعت مفرطه و قوتى كه چشم و گوش جهان
و جهانيان مانند آن نديده و نشنيده هيچ ميدانيد كه اين همه از كجاست و سر اين امر
چيست همه تن بعجز در دادند و زمام تسليم و انقياد بدست او نهادند بعد از تشويق
بسيار و تاكيد بيشمار در حفظ اسرار وا نمود كه اين همه خواص الوهيت است كه ظهور مى
نمايند و در كسوت ناسوت لاهوت جلوه مى فرمايد فاعلموا ان عليا هو الا له و لا
اله الا هو و بعض كلمات مرتضوى را كه در حالت سكر و غلبه حال كه اولياء الله
ميباشد مثل انا حي لا يموت انا باعث من في القبور انا مقيم القيامه از آنجناب سر
بر زده بود مؤيد مقاله و شاهد دلالت خود گردانيد و رفته رفته بحكم. كل سر جاوز
الا ثنين شاع اين مقاله
قبيحه فاش شد و بجناب مرتضوى رسيد و آنجناب آنجماعه را مع ابن سبأ تهديد به احراق
نار فرمود و توبه داد بعد از آن اجلا فرمود بمداين چون در مداين رفت باز همان
مقاله قبيحه خود را اظهار كرد و تلامذه خود را به آذربيجان و عذاق منتشر ساخت و
جناب مرتضوى بسبب اشتغال بحرب بغاه شام و مهمات خلافت بحال او و اتباع او نپرداخت
تا آنكه مذهب او رواج گرفت و شيوع پيدا كرد پس لشكريان حضرت امير بسبب رد و قبول
وسوسه اين شيطان لعين چهار فرقه شدند:
| Design By : Night Skin |



