××××تحفه اثنا عشري ×××××
؟؟؟؟؟؟؟؟
بسم الله الرحمن الرحیم کدام رسانه ؟! ... کدام پیام ؟! ... کدام پیامبر ...؟! علیرضا صداقت خورشید روز جمعه ، روز ذکر و دعا و عبادت ،
با تمام فضایل و برکاتش بر بندگان خدا غروب میکند و بار دیگر جمعه شبی
دیگر از راه میرسد، تیک و تاک عقربهی ساعت، زمان را به ده و ده دقیقهی
شب میرساند ، تلویزیونها روشن میشوند، کانالها همگی عوض شده و هزاران و
شاید هم میلیون ها بیننده پای تلویزیونها جمع میشوند ... گویا منتظر
خبری هستند ... آری ... حدس می زدم، موضوع مربوط به یک سریال جدید است که
جمعه شبها از شبکهی یک سیما پخش میشود ... سریال ... سریال ... باز هم
سریال!! ... این بار دیگر چه داستانی سرهم کردهاند؟! ... شک ندارم که
دوباره نویسندهای خیالپرداز با کارگردانی خیالپردازتر از او به معیت
بازیگران هزار چهره خود و با کمک دوربینها و امکاناتی که در اختیار
دارند، میخواهند هفتهها و شاید هم ماهها افکار و احساسات خانوادهها و
مخصوصا احساسات مادران و خواهرانمان را ، اسیر رؤیاها و خیالپردازیها
خود کنند ... راستش را بخواهید تصور اینکه مشتی توهماتِ یک نویسنده یا
یک کارگردان ، اینگونه افکار هزاران خانوادهی مسلمان را به خود مشغول
میکند، برایم سخت و ناراحت کننده است ... گرچه غالب مردم ، اوقات
گرانبهای خود را من باب تفریح و سرگرمی صرف تماشای فیلمها و سریالهای
تلویزیونی میکنند، اما این مسئله هرگز بدین معنی نیست که این گونه
سریالها بی هدف و صرفا برای سرگرم کردن مخاطبان ساخته میشوند، بلکه حقیقت
آن است که فریم به فریم و سکانس به سکانس آنها، در یک راستا حرکت نموده، و
هدف خاصی را دنبال میکنند، اگر مطلب خلاف این بود، هرگز سالانه صدها
میلیارد تومان از بیت المال مسلمانان را صرف ساخت اینگونه فیلمها و
سریالها، نمیکردند. اما اینکه ماهیت واقعی این رسانه چیست و چه اهدافی را
دنبال میکند، این مسئله تا حد زیادی برای مخاطبان نکته سنج و صاحب بصیرت
، پیدا و نمایان شده است. و اما سریال جدید! سریالی با موضوعی مهم و
نامی شیرین و مبارک که در نگاه اول دل هر بینندهی دلپاکی را شیفتهی خود
میگرداند!! این نام، نامی است که ریشه در باورهای دینی ملتی مسلمان دارد
لذا مقبولیت و جذابیت این سریال در نزد عامه مردم، نه بخاطر سکانسهای مهیج
و سرگرم کننده یا تکنیکها و جلوههای ویژه آن، بلکه فقط و فقط بخاطر این
نام مبارک حاصل شده است. آری ... نام مبارک « یوسف » ، یوسف پیامبر علیه
السلام ، یوسف صبر و تقوا و عفت و پاکدامنی. پیامبری که سرگذشت او
شیرینترین و بهترین سرگذشتها است. در واقع همین عنوان مبارکِ «یوسف
پیامبر» است که باعث شده سریالی ناچیز ، با آن همه اشکالات فنی و اشتباهات
تاریخی و بسیاری از ضعفهای دیگر، در نگاه مردم اینگونه محبوبیت پیدا کند.
بدیهی است که برای مقبولیت بخشیدن به رسانهای که مدتها است اعتبار خود را
در نزد افکار عمومی از دست داده است، استفاده از موضوعات دینی می تواند
بهترین وسیلهی ممکن باشد. در این سریال نیز، نویسنده متفاوت از سناریوی
پیشین خود، یعنی سناریوی سریال «یوسف و زلیخا» که در آن بوضوح اهداف رسالت
عظیم این پیامبر الهی را زیر سئوال میبرد و از سویی دیگر عظمت زندگانی
ایشان را در قالب رابطهی رمانتیک و عاشقانهی محض میان یک زن و مرد، بیان
میدارد، این بار بجای خلق مجدد ماجرایی رمانتیک، می خواهد از احساسات
دینی مردم، سوء استفاده کرده و از این طریق شهرتی دوباره کسب کند. آری ...
سوء استفاده از عقاید و احساسات دینی مردمی مسلمان! ... چه بسا افرادی که
تماشای چنین سریالهایی را نه تنها اتلاف وقت نمیدانند بلکه آن را عبادت و
وسیلهی تقرب به خدا تصور میکنند! ... و چه بسا عدهای هم غرق در
احساسات، بر نویسنده و کارگردان آن رحمت فرستاده و از خدا میخواهند که
آنها را مأجور بدارد که اینگونه دلسوزانه !! شب و روز در این فکرند که
چگونه باورهای دینی جامعه خود را تقویت کنند!! جای تعجب نیست ... همهی
این استقبالها، نشان از محبت خاص مردم نسبت به انبیای الهی است ... آخر
این مردم یوسف پیامبر علیه السلام را دوست دارند و به نبوتش ایمان دارند و
او را بعنوان یکی از پیامبران معصوم و عظیم الشان الهی شناخته و کم و بیش
با سرگذشت زندگانی شیرین و پر فراز و نشیبش آشنا هستند از این رو طبیعی
است که روایت تصویری زندگی این پیامبر بزرگ برایشان جذاب و دیدنی باشد.
اما در اینجا سئوالاتی مطرح میشوند که اگر بدرستی پاسخ داده شوند امید
آن میرود که در باطل کردن طلسمی که سالها بر اذهان مخاطبان مسلمان
اینگونه سریالها حاکم شده است، مؤثر باشد. · آیا به تصویر کشیدن چهرههای مکرم
انبیای الهی در قالب بازیگران هزار چهرهی سیما، اهانت به ساحت مقدس آنها
نیست؟!! چه کسی و به کدامین دلیل نشان دادن صورت انبیا را در فیلمها و
سریالها جایز شمرده است؟! آیا این اهانت به مقدسات نیست؟! · آیا نمایش سیمای ملائکههای مقرب
خداوند در قالب زنان و مردانی سراپا آرایش شده و غرق در گریم و با ظاهری
زشت و زننده، اهانت به شأن آنها نیست؟! · آیا به تصویر کشیدن لحظههای ملکوتی
نزول وحی بر پیامبران الهی و مناجات آنها با خالق آسمانها و زمین، با
جلوههای ویژه و تکنینهای نورپردازی امکان پذیر است؟! آیا این تحقیر آیات
خداوند نیست؟! · از اینکه می بینید پوستر یک پیامبر در
کنار پوستر یک بازیگر تلویزیونی یا یک خوانندهی طاغوتی در کوچه و بازار
به فروش میرسد، چه احساسی پیدا می کنید؟!! آیا این اهانت به مقدسات نیست؟! · چه دلیل شرعی و قانع کنندهای وجود
دارد که نشان دادن صورت پیامبران جایز باشد، در حالیکه نشان دادن چهرهی
امامان اهانت و گناهی نابخشودنی است؟! آیا پیامبرانی که پیوسته نور وحی،
روشنگر راهشان بوده، فضیلتشان از امامان کمتر است؟! · آیا چشم و ابرو درست کردن برای امامان
اهانت محسوب میشود، در حالیکه درست کردن چشم و ابرو برای پیامبران امری
معمولی بحساب میآید؟! · آیا اینها، تبعیب از فیلمسازان یهودی و مسیحی نیست که چهره پیامبران خود را بدون هیچ واهمهای نمایش میدهند؟ · آیا نگران این نیستید که روزی جسارتشان
از حد بگذرد و کار بجایی برسد که چهرهی سرور پیامبران را هم در قالب یک
سریال ناچیز نمایش دهند؟ آیا تا به حال به این موضوع فکرکرده بودید؟ این
است نگاه یک مسلمان به پیامبران عظیم الشأن الهی؟!! · آیا تا بحال شده است که بعنوان یک
مسلمان دست به وضو به حضور کلام خدا روید و آیاتی چند از سرگذشت پیامبران
الهی را با تدبر بخوانید؟! · آیا شأن پیامبران آنقدر در نظر طراحان
سناریوی این سریالها، کم ارزش و ناچیز است که بازیگران را بدین شکل تحت
شخصیت آنها بازی میدهند!؟ کدام بازیگر؟! بازیگری که در یک سریال دلقکی
بوده که مردم را میخنداند ، در سریالی دیگر سارق حرفهای بوده، و در
دیگری قاتلی حرفهای و در دیگری ... و اکنون با اعمال تغییراتی جزئی در
آرایش و گریم، صورتش را برای ایفای نقش پیامبری از پیامبران الهی آماده
میکنند!! تیتراژ سریال به اصطلاح «یوسف پیامبر» با
قرائت اولین آیهی سورهی مبارکهی یوسف آن هم با تلاوتی خاص و نادر و
آهنگی شبیه به آهنگ تواشیح آغاز می شود ... بعد از قرائت آیات، موسیقی
مخصوص سریال یوسف پیامبر علیه السلام ( معاذ الله که یوسف پیامبر از این
افترا مبرا است)، پخش میشود تا حالت روحانی آن زمان را در ذهن بیننده
مجسم کند!! باشد که به خیال کارگردان هرگاه مردم این موسیقی را شنیدند به
یاد یوسف نبی، یوسف عفیف و مظلوم کنعان بیفتند!!! ... همانگونه که موسیقی
سریال اصحاب کهف مردم را به یاد یاران غار میاندازد!!! ... و همانگونه که
موسیقی سریال ایوب پیامبر، یاد ایوب پیامبر علیه السلام را در قلبهای
مردم زنده میکند!! ... خدایا مگر هر پیامبر الهی و هر ولی از اولیای مقرب
تو، موسیقی مخصوص به خود را داشته است؟!! اصولا صدای موسیقی و نوای نی و
فلوت تا چه حد با روح رسالت پیامبران الهی سازگاری دارد؟! در کدام یک از
شرایع الهی گوش دادن به موسیقی بعنوان راهی برای خداشناسی و تقویت باورهای
دینی معرفی شده است؟! به خدا سوگند پیامبران از این افتراها مبرا هستند
... سرانجام با اتمام تیتراژ، و نمایش نام «فرج
الله سلحشور» بر روی صفحه به عنوان کارگردان فیلم، سریال یوسف پیامبر علیه
السلام آغاز میشود، انتظار داشتم مردی با چهرهای نور باران شده را در
نقش یعقوب نبی علیه السلام به تصویر بکشند.. یا شاید هم کارگردان عظمت
یعقوب پیامبر علیه السلام را به گونهای درک کرده که حاضر نیست حتی چهرهی
نور باران شدهای را هم در نقش این پیامبر بزرگ به تصویر بکشد! در ادامهی سریال، دوربین متوجه مردی میشود
که در مقابل جمعی از مردم بت پرست ایستاده و از توحید سخن میگوید و مردم
را به دوری از شرک و بت پرستی فرا میخواند، گویا میخواهد به مردم گمراه
«فدّان» بفهماند که شفادهنده فقط خداوند است و حاجت از غیر او روا نیست،
گویا میخواهد پیام توحید را به همگان برساند، پنداشتم که این مرد یکی از
یاران یعقوب نبی است ... اما نه!! ... این همان چیزی است که از آن
میترسیدم! ... کسی که مردم را موعظه میکرد به زعم کارگردان، همان یعقوب
پسر اسحاق پسر ابراهیم خلیل الرحمان است که او را در قالب چهرهی بازیگری
هزار چهره با ظاهری بدور از شأن والای یک پیامبر الهی، به تصویر کشیده
بودند، گرچه بسیاری از بینندگان، چنان مسحور سالها تماشای سریالهای
تلویزیونی پیامبران و اولیای الهی شدهاند که دیگر در نظر آنان نمایش صورت
یک پیامبر امری عادی است و مشکل چندانی ندارد، اما اطمینان دارم کسانی که
با اخلاص و دست به وضو کتاب خدا را آورده و قصص قرآنی از جمله سوره
مبارکهی یوسف را خوانده باشند، به یقین دریافتهاند که داستان سریال
سلحشور، آن احسن القصصی نیست که پروردگار در قرآن برای رسول الله صلی الله
علیه و آله و سلم بازگو میکند، و یعقوب سریال سلحشور، آن یعقوبی نیست که
رب العالمین در قرآن عظیم از او یاد میکند و یقین پیدا کردهاند که
پیامبران الهی با بازیگران هزار چهرهی سریالهای تلویزیونی زمین تا آسمان
فاصله دارند و ساخت اینگونه سریالها اهانتی بیش به ساحت مقدس انبیای الهی
نیست. اطمینان دارم بسیاری از بینندگان این سریال، که علی الخصوص خواهران
و مادران ما نیز از آن جملهاند، جایگاه یوسف پیامبر علیه السلام را درک
میکنند و هرگز کوچکترین اهانتی به ساحت مقدس هیچ یک از انبیای الهی را
قبول نخواهند کرد، اما افسوس که سالها است، تصاویر زیبا و گفتار شیرین و
صدای رسای بازیگران هزار چهرهی سیما در نقش پیامبران و اولیای الهی در
انواع و اقسام سریالها، افکار و عقایدشان را تحت تأثیر قرار داده است. برادر و خواهر مسلمانم ! پدر و مادر عزیزم
! میدانم که همهی شما یوسف پیامبر علیه السلام را دوست دارید، و به
حقانیت و جایگاه رفیع پیامبران الهی جملگی ایمان دارید، پس بیایید
تلویزیونها را خاموش کنیم ، بیایید به مقام والای یوسف پیامبر علیه
السلام در قالب یک سریال ناچیز نگاه نکنیم! بیایید دست به وضو شویم و به
حضور قرآن رویم و سورهی مبارکهی یوسف را ورق زنیم و با خلوص قلب داستان
زندگی این پیامبر بزرگ الهی را در کلام خدای منان بخوانیم و بشنویم و در
آن بیاندیشیم که براستی هیچ دروغ و باطلی به آن راه ندارد. آنگاه است که
در حالتی معنوی، بدور از نوای نی و صدای موسیقی و بدور از هر گونه تهمت و
توهین و افترا، اشکهای ایمان از چشمانتان سرازیر خواهد شد و نور ایمان
تار و پود وجودتان را در بر خواهد گرفت. آری تلاوت کنید که این همان احسن القصصی است که خداوند عزوجل برای رسولش صلی الله علیه و آله و سلم بازگو میکند و میفرماید: (( نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ
الْقَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا الْقُرْآنَ وَإِن كُنتَ مِن
قَبْلِهِ لَمِنَ الْغَافِلِينَ )) يوسف: ٣ ما از طريق وحيِ اين قرآن ، نيكوترين
سرگذشتها را براي تو بازگو ميكنيم و ( تو را بر آنها مطّلع ميگردانيم )
هرچند كه پيشتر از زمره بيخبران ( از احوال گذشتگان ) بودهاي . و میفرماید : (( لَّقَدْ كَانَ فِي يُوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آيَاتٌ لِّلسَّائِلِينَ )) يوسف: ٧ در ( سرگذشت ) يوسف و برادرانش دلائل و
نشانههائي ( بر قدرت خدا و مرحمت او به بندگان باايمانش ) است براي كساني
كه پرسندگان ( و مشتاقان آگاهي ) از آن ميباشند . ادامهی پخش این سریال توهین آمیز، منتقدان
صاحب بصیرت را دست به قلم کرده تا در دفاع از یوسف پیامبر علیه السلام و
رد این اهانتها به ساحت مقدس ایشان ، مطالبی را بنگارند، من نیز بر آن
شدم تا جایی که موفق به بررسی این سریال شده ام([1])،
نکاتی چند از پیامهای سوء و بی ادبی های موجود در آن را به مسلمانان
دوستدار یوسف پیامبرعلیه السلام ، یاد آور شوم، هر چند که تنها به تصویر
کشیدن چهرهی یک پیامبر از پیامبران الهی و لو لحظاتی کوتاه، کافیست تا هر
کسی که به خدا و روز قیامت و عظمت رسولانش ایمان دارد، از تماشای این
سریال دست بکشد. به امید روزی که خواهران و مادران دلپاک و بی آلایش ما
چشم از صحفات تلویزیون برچینند و داستان پیامبران و اولیای خدا و نیز
تعالیم عقیده و دینشان را فقط و فقط در کتاب خدا و سنت رسول گرامیش صلی
الله علیه و آله و سلم ، جستجو کنند... آمین .. در ادامه داستان سلحشور، سرانجام لحظهی
موعود، یعنی تولد آن کودکی که با قدوم مبارکش دنیا را غرق در نور خواهد
کرد و مردم را از شرک و بت پرستی میرهاند، با فراخواندن قابله و شنیدن
نالههای زنی که از درد بارداری مینالد و بخود میپیچد، فرا میرسد، ـ
پناه برخدا ـ گویا در نظر کارگردان صدای گریه و جیغ و ناله و به تصویر
کشیدن چهرهی زنی در حالت زایمان، فضای روحانی این سکانس از فیلم را دو
چندان میکند!! آری ... به زعم کارگردان، یوسف پیامبر علیه السلام این
گونه متولد شده است!! ... پناه بر خدا ! در این نوع سریالها حتی از به تصویر کشیدن
لحظههای نزول وحی بر پیامبران الهی نیز دریغ نمیشود، آن لحظات گرانی که
در آن خالق آسمانها و زمین با رسولان برگزیدهی خویش سخن میگوید! لحظاتی
که در آن جهان با نور وحی منور شده و آسمان با زمین پیوند زده میشود. آن کارگردان عالمنما که بیپروا و بدون هیچ
واهمهای با اصرار میخواهد برداشتهای خود از تفاسیر و در بسیاری حالات،
رؤیاها و خیالپردازی خود را در قالب یک فیلم به اذهان مخاطبانش القاء
کند، مسلما ملائک و فرشتگان مقرب الهی نیز از گزند دوربینها و گریمها و
نورپردازیها و بازیگران هزار چهرهی او، مصون نخواهند ماند. آری همه دیدیم
و ای کاش نمیدیدیم که چگونه جبرئیل امین علیه السلام ، آن ملائکهی مقرب
الهی را در سیمای پیرمردی کریه و بدقواره به تصویر کشیده بودند، شما که بی
پروا چهرهی پیامبران را نشان میدهید، ملائکههای خداوند را دیگر چرا؟! انا لله و انا الیه راجعون ... وقتی که
رسانهی به اصطلاح ام القرای جهان اسلام اینگونه بیپروا چهرهی ملائک و
انبیا و اولیای الهی را به تصویر میکشد، آنگاه از رسانههای دیگر چه
انتظار میرود که شب و روز در اندیشهی اهانت به مقدسات مسلمانان و
اسائهی ادب در مقابل پیامبر بزرگوارمان هستند؟ به خدا سوگند بیم آن دارم
که روزی از روزها خبر پخش سریال جدیدی در میان مردم به گوش برسد که در آن
چهرهی سرور انبیا و اولیا، محمدرسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را
نیز به تصویر بکشند ... آنگاه روی سیاه رسانههای غربی را سفید خواهند کرد
و غبار ملامت را از سر نوادگان خوک و میمون، خواهند زدود. البته مقدمات
این اهانت بزرگ فراهم شده است، دیروز سریال ایوب پیامبر بود، امروز یوسف
پیامبر و اکنون نقشهی ساخت فیلمی سینمایی از سلیمان پیامبر علیه السلام
را در ذهن دارند، شما را به خدا بس است ... بیایید قرآن و سنت رسول الله
صلی الله علیه و آله و سلم را به مردم هدیه کنید، بیایید آن توحیدی که
انبیای الهی در راه ابلاغ آن، مال و جان خود را فدا کردند را در میان مردم
انتشار دهید و از صرف هزینههای گزاف بیت المال مسلمانان برای ساخت
اینگونه فیلمها دست بردارید. کدام پیام ... کدام پیامبر ؟ به احادیث یعقوب پیامبر علیه السلام به روایت علامه فرج الله سلحشور توجه فرمایید: ( قسمت اول سریال ) یعقوب قصه سلحشور سخن از توحید میراند و مردم فدّان را به توحید دعوت میکند : «... آن شنوای دانایی که نالههای تو را شنید، فرزند تو را شفا داد، نه ایشتار .... تو اگر چه به غیر خدا پناه بردی و از غیر
کمک خواستی اما او که آگاه به احوال همهی بندگان است به حال زار تو رحمت
آورد و فرزندت را بهبود بخشید تو را چون چشم بصر است و بصیرت نیست ایشتار
را دیدی اما شفا بخش حقیقی را ندیدی» (قسمت سوم سریال ) : یعقوب قصهی سلحشور به قصد استمرار بخشیدن
به دعوت پدرش (اسحاق نبی) راهی کنعان میشود، اما معاذ الله به محض ورود
به کنعان اولین کاری که میکند، تاجگذاری و سپس زیارت قبور اجدادش و سخن
گفتن با آنها و طلب یاری کردن از قبرهای آنها برای استمرار بخشیدن به
رسالت خود بود، ایشان بر قبرها دست کشیده و خاک آن را بر سر میمالد! و
سپس میگوید : « از روح بلند او (اسحاق نبی) مدد میگیرم و از خداوند میخواهم که در انجام این رسالت سنگین مرا یاری کند» !! گویا موجی از دعوت به توحید و یکتا پرستی که
در قسمت های آغازین سریال خروشان بود اکنون فروکش کرده است. آیا تزلزل و
یا انحرافی در رسالت این پیامبر بزرگ رخ داده است؟! آیا یعقوب نبی علیه
السلام یاری خدا را ناقص پنداشته که از روح پدرش مدد میجوید؟!! آیا این
است پیامی که یک پیامبر الهی با خود میآورد تا بوسیله آن مردم را از
ظلمات بیرون آورد و به سوی نور هدایت کند؟! کدامین نور؟! نور مددجوئی از
غیر خدا؟! اصولا آیا طلب مدد از غیر الله در ادیان آسمانی روا است؟! کدام
پیامبر در سختی و گشایش، غیر خدا را ملجأ و پناهگاه خود میدانست؟!
پیامبری که خود دست نیاز به سمت غیر خدا دراز میکند، چگونه میتواند
رسالت خود را که همانا توحید و بر حذر داشتن از شرک است، به مردم ابلاغ
کند؟! این چه افترایی است که به پیامبران الهی روا میدارید؟! ( قسمت چهارم سریال ) : یعقوب قصه سلحشور که در قسمت سوم سریال برای
استمرار بخشیدن به رسالتش از اجدادش مدد میجست، گویا اکنون حقیقت توحید
را درک کرده و از مدد جستن از غیر خدا سخت پشیمان است و کسانی که غیر از
خدا به فریاد خوانده میشوند را عاجز و غائب از احوال خویش میداند، یا
شاید هم فراموش کرده که خود دست بر قبور اجدادش میکشید و از آنها مدد
میجست ... او این بار مردم را اینگونه به توحید دعوت میکند : « روی به هیچ درگاهی نکنید و تنها به او
پناه ببرید ... هر چه میخواهید از او بخواهید ... که همه عاجزند و قادر
اوست ... همه بر نیاز و راز درون شما غائبند و تنها شاهد و حاضر بر همهی
وجود شما اوست ... اگر یار میخواهید او یار شماست .. اگر حافظ و نگه
دار میخواهید نگه دار شماست اگر منعم میخواهید منعم و پروردگار شماست
و اگر پند و اندرز میخواهید ناصح و باعث شماست هر آنچه از خلایق طلب
میکنید جمله یکجا نزد اوست وای بر کسانی که روی نیاز به سوی دیگری دارند ، بسا خلایق رسوا شوند ، بسا ..... » اگر براستی پیام سریال یوسف پیامبر علیه
السلام بیان توحید برای مخاطبان و دعوت آنها برای دوری از شرک بوده است،
پس باید نتیجه گرفت که کارگردان در انتقال این پیام قدری دچار مشکل شده
است!! آخر پیامبری که خود از غیر خدا حاجت میطلبد، چگونه حاجت از غیر خدا
طلبیدن را از مردم نهی میکند!! ( پناه بر خدا از این اهانت بزرگ به ساحت
پیغمبر صالح خداوند یعقوب علیه السلام ) برادر و خواهر مسلمان و موحدم ... شما را به
خدا بر حذر باشید ... مبادا تعالیم دینتان را که همانا توحید و برائت از
شرک است، از نااهلان و غافلانِ از توحید بیاموزید ... توحیدی که خدای
سبحان برای احقاق آن آسمانها و زمین خلق کرد، و برای ابلاغ آن بهترین
بندگان خود را در میان مردم برانگیخت و آنها را به بزرگترین مصیبها مبتلا
کرد. آری رسالت توحید و برائت از شرک و طاغوت ...
همان رسالتی که نوح پیامبر علیه السلام 900 سال برای ابلاغ آن محنتها
کشید، رسالتی که در راه ابلاغ آن ابراهیم خلیل الله به آتش افکنده شد و
گردن اسماعیل بر لبهی تیغ نهاده شد. و تن زکریای نبی با ارهی آهنین از
هم شکافته شد، و تنهای مؤمنان بنیاسرائیل، طعمهی آتش اصحاب الأخدود شد،
و موسای نبی بخاطر آن از آغوش مهر مادر گسیخت و سوار بر نیل شد تا بنی
اسرائیل را از عبادت بندگان خارج گرداند و آنها را به عبادت ارباب بندگان
رهنمون شود و عیسای نبی در راه آن رنجها کشید و مصیبها را تحمل نمود و
سرانجام خاتم پیامبران همچون چراغی فروزان برانگیخته شد تا آن رسالت عظیم
را که همانا توحید خدا و اجتناب از شرک و طاغوت است، برای جهانیان به
اتمام برساند و در این راه تا نیل به رفیق اعلی لحظهای آرامش نیافت. سلام
و برکات خداوند بر انبیای الهی و پیروان راستینشان باد. حال یک کارگردان، بیپروا به تحریف این
توحید میپردازد و پیامبران الهی را نقاضان پیام توحید معرفی میکند.
اکنون کلام خداوند را میخوانیم تا فاصلهی توحید پیامبران با روایت این
کارگردان تلویزیونی را، بوضوح دریابیم: «آيا درباره قرآن نميانديشند (و مطالب و نكات آن را بررسي و وارسي نميكنند؟) يا اين كه بر دلهایی قفلهاي ويژهاي زدهاند؟ » {سوره محمد آیه 24} خداوند سبحانه وتعالی می فرماید : (( إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ )) الفاتحة: ٥ تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میخواهیم. اساس پیام توحید انبیا همین است و بس ...
توحیدی که هر روز 17 بار در نمازهایت بر احقاق آن با خدایت عهد میکنی و با
او پیمان میبندی که هرگز بنده غیر او نباشی و غیر او را به فریاد نخوانی
... آگاه باش پیمان شکنی نکنی که براستی گران عهدی است که با خدایت
میبندی!. (( وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ
يَنفَعُكَ وَلاَ يَضُرُّكَ فَإِن فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذاً مِّنَ
الظَّالِمِينَ * وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ
إِلاَّ هُوَ وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلاَ رَآدَّ لِفَضْلِهِ يُصَيبُ
بِهِ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ )) يونس:
١٠٦ – ١٠٧ و به جاي خدا كسي و چيزي را به فرياد
مخوان كه به تو نه سودي ميرساند و نه زياني . اگر چنين كني ( و دعا و
عبادت خود را به جاي آفريدگار متوجّه آفريدگان سازي ) از ستمكاران و
مشركان خواهي شد * اگر خداوند زياني به تو برساند ، هيچ كس جز او
نميتواند آن را برطرف گرداند ، و اگر بخواهد خيري به تو برساند ، هيچ كس
نميتواند فضل و لطف او را از تو برگرداند . خداوند فضل و لطف خود را شامل
هركس از بندگانش كه بخواهد ميكند ( و كسي نميتواند مانع آن گردد ) و او
داراي مغفرت و مهر فراوان است . (( وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهاً
آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ
إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ )) المؤمنون: ١١٧ هر کس که با خدا، معبود دیگری را به فریاد
بخواند ـ و مسلّماً هیچ دلیلی بر حقانیت آن نخواهد داشت ـ حساب او با خدا
است. در حقیقت کافران رستگار نمیشوند. ((وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن يَدْعُو مِن دُونِ
اللَّهِ مَن لَّا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى يَومِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَن
دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ * وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ كَانُوا لَهُمْ
أَعْدَاء وَكَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ كَافِرِينَ )) الأحقاف: ٥ - ٦ چه کسی گمراهتر از کسی است که افرادی را به
فریاد بخواند که (اگر) تا روز قیامت (هم ایشان را به فریاد بخواند و پرستش
کند) پاسخش نمیگویند؟ (نه تنها پاسخش را نمیدهند، بلکه سخنانش را هم
نمیشنوند) و اصلاً آنان از به فریاد خواهندگان، غافل و بیخبرند * و
زمانی که مردمان (در قیامت) گرد آورده میشوند، چنین پرستش شدگان و به
فریاد خواسته شدگانی، دشمنان به فریاد خواهندگان میگردند. ((إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ
اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَاباً وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِن
يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئاً لَّا يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ
الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ )) الحج: ٧٣ آن کسانی را که به غیر از خدا به کمک
میخوانید، هرگز نمیتوانند مگسی را بیافرینند، اگر هم همگی آنها دست به
دست یکدیگر دهند. حتی اگر هم مگس چیزی را از آنان بستاند و برگیرد،
نمیتوانند آن را از او بازپس گیرند و برهانند. هم طالب (که مگس ناچیز
است) و هم مطلوب (که معبودان دروغینند) درمانده و ناتوانند. (( وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً )) الجن: ١٨ مسجدها (و تمامی سجده گاهها) مختص خداوند
است (و درنتیجه تمامی عبادتها مختص به او است). پس هیچ کس را با خداوند
مخوانید (چرا که دعا کردن نیز از جمله عبادات است). (( أَمَّن يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذَا
دَعَاهُ وَيَكْشِفُ السُّوءَ وَيَجْعَلُكُمْ خُلَفَاء الْأَرْضِ أَإِلَهٌ
مَّعَ اللَّهِ قَلِيلاً مَّا تَذَكَّرُونَ )) النمل: ٦٢ (آیا آنان که غیر از خدا عبادت میشوند،
بهترند) یا کسی که به فریاد درمانده میرسد هرگاه او را به کمک طلبد و بلا
و گرفتاری را برطرف میکند و شما (انسانها) را جانشین (یکدیگر در) زمین
میسازد. (پس) آیا معبودی با خدا هست؟! واقعاً شما بسیار کم اندرز
میگیرید. (( وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي
فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ
فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ ))
البقرة: ١٨٦ و هنگامي كه بندگانم از تو درباره من
بپرسند ( كه من نزديكم يا دور . بگو : ) من نزديكم و دعاي دعاكننده را
هنگامي كه مرا بخواند ، پاسخ ميگويم ( و نياز او را برآورده ميسازم ) .
پس آنان هم دعوت مرا ( با ايمان و عباداتي همچون نماز و روزه و زكات )
بپذيرند و به من ايمان بياورند تا آنان راه يابند ( و با نور ايمان به
مقصد برسند ) . (( قُلْ إِنِّي لَا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرّاً
وَلَا رَشَداً * قُلْ إِنِّي لَن يُجِيرَنِي مِنَ اللَّهِ أَحَدٌ
وَلَنْ أَجِدَ مِن دُونِهِ مُلْتَحَداً )) الجن: ٢١ – ٢٢ (ای پیامبر) بگو: من نمیتوانم هیچ گونه
زیانی و سودی به شما برسانم و به هیچ وجه نمیتوانم گمراهتان سازم یا
هدایتتان کنم * بگو: (اگر من از خدا نافرمانی کنم) هیچ کس مرا در برابر
(خشم) خدا پناه نمیدهد و پناهگاهی (برای حفظ خود از عذاب خدا) جز خدا
نمییابم. (( قُل لاَّ أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً
وَلاَ ضَرّاً إِلاَّ مَا شَاء اللّهُ وَلَوْ كُنتُ أَعْلَمُ الْغَيْبَ
لاَسْتَكْثَرْتُ مِنَ الْخَيْرِ وَمَا مَسَّنِيَ السُّوءُ إِنْ أَنَاْ
إِلاَّ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ )) الأعراف: ١٨٨ (ای پیامبر) بگو: من مالک سود و زیانی برای
خود نیستم، مگر آنچه که خداوند بخواهد و اگر غیب میدانستم، قطعاً منافع
فراوانی نصیب خود میکردم و اصلاً شر و بلا به من نمیرسید. من کسی جز بیم
دهنده و مژده دهنده مؤمنان نیستم. (( وَمَا يَسْتَوِي الْأَحْيَاء وَلَا
الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ يُسْمِعُ مَن يَشَاءُ وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ
مَّن فِي الْقُبُورِ )) فاطر:٢٢ مردگان و زندگان مساوی نمیباشند. خداوند هر کس را بخواهد شنوا میگرداند و تو نمیتوانی مردگان آرمیده در گورها را شنوا گردانی. پس یقین داشته باش که یک پیامبر موحد الهی
هرگز با قبرها سخن نمیگوید و از آنها مدد نمیجوید و هرکه خلاف این را
گوید بیگمان در حق پیامبران افترا میگوید. (( وَلَئِن سَأَلْتَهُم مَّنْ خَلَقَ
السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ لَيَقُولُنَّ اللَّهُ قُلْ أَفَرَأَيْتُم مَّا
تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ إِنْ أَرَادَنِيَ اللَّهُ بِضُرٍّ هَلْ هُنَّ
كَاشِفَاتُ ضُرِّهِ أَوْ أَرَادَنِي بِرَحْمَةٍ هَلْ هُنَّ مُمْسِكَاتُ
رَحْمَتِهِ قُلْ حَسْبِيَ اللَّهُ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ
)) الزمر: ٣٨ اگر از مشركان بپرسي چه كسي آسمانها و زمين را آفريده است ؟ خواهند گفت : خدا . بگو : آيا چيزهائي را كه بجز خدا به فرياد
ميخوانيد چنين ميبينيد كه اگر خدا بخواهد زيان و گزندي به من برساند ،
آنها بتوانند آن زيان و گزند خداوندي را برطرف سازند ؟ و يا اگر خدا
بخواهد لطف و مرحمتي در حق من روا دارد ، آنها بتوانند جلو لطف و مرحمتش
را بگيرند و آن را باز دارند ؟ بگو : خدا مرا بس است توكّل كنندگان تنها
بر او تكيه و توكّل ميكنند و بس . حال به چند نمونه از دعاهای پیامبران (عليهم
السلام) که در قرآن آمده است توجه فرمایید، و آنگاه بگویید که آیا حتی یک
پیامبر هم در دعاهای خود از غیر خدا مدد([2]) جسته است؟! خداوند از قول نوح علیه السلام می فرماید: (( رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ
وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِناً وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ
وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَاراً )) نوح: ٢٨ پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم را، و همه
کسانی را که مؤمنانه و باورمندانه به خانه من درمیآیند و سایر مردان و
زنان با ایمان را بیامرز و کافران را جز هلاک و نابودی میفزا! و از قول ابراهیم علیه السلام میفرماید: (( رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ )) إبراهيم: ٤١ پروردگارا! مرا و پدر و مادر مرا و مؤمنان را بیامرز و ببخشای در آن روزی که حساب برپا میشود.[3] و از ایوب علیه السلام خبر میدهد که فرمود: (( وَأَيُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ )) الأنبياء: ٨٣ ایوب را (یاد کن) بدان گاه که پروردگار خود را به فریاد خواند (و گفت:) بیماری به من روی آورده است و تو مهربانترین مهربانانی. و از یونس علیه السلام هنگامی که در شکم ماهی گرفتار شد: (( وَذَا النُّونِ إِذ ذَّهَبَ مُغَاضِباً
فَظَنَّ أَن لَّن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَى فِي الظُّلُمَاتِ أَن لَّا
إِلَهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ *
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذَلِكَ نُنجِي
الْمُؤْمِنِينَ )) الأنبياء: ٨٧ – ٨٨ (یاد کن داستان یونس ملقب به) ذوالنون را در
آن هنگام که خشمناک بیرون رفت و گمان برد که بر او سخت و تنگ نمیگیریم.
در میان تاریکیها فریاد برآورد که: پروردگاری جز تو نیست و تو پاک و
منزهی. من از جمله ستمکاران شدهام * دعای او را پذیرفتیم و او را از غم
رها کردیم و ما همینگونه مؤمنان را نجات میدهیم. و از ذکریا علیه السلام : (( وَزَكَرِيَّا إِذْ نَادَى رَبَّهُ رَبِّ
لَا تَذَرْنِي فَرْداً وَأَنتَ خَيْرُ الْوَارِثِينَ * فَاسْتَجَبْنَا
لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ)) الأنبياء:
٨٩ - ٩٠ و زکریّا را (یاد کن) بدان گاه که پروردگار
خود را به فریاد خواند (و گفت:) پروردگارا! مرا تنها مگذار و تو بهترین
وارثانی * ما دعای او را برآورده ساختیم و (با وجود کبر سن فرزندی به نام)
یحیی را به او بخشیدیم و همسر او را برایش بایسته (و درخور زاد و ولد)
کردیم. و از یوسف علیه السلام : (( رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ
وَعَلَّمْتَنِي مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ
وَالأَرْضِ أَنتَ وَلِيِّي فِي الدُّنُيَا وَالآخِرَةِ تَوَفَّنِي
مُسْلِماً وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ )) يوسف: ١٠١ پروردگارا! از حکومت به من دادهای و مرا از
تعبیر خوابها آگاه ساختهای. ای آفریدگار آسمانها و زمین! تو سرپرست من در
دنیا و آخرت هستی. مرا مسلمان بمیران و به صالحان ملحق گردان. برادر و خواهر من! نیک بدانید که دعا و
استعانت از جمله عبادات است ... و عبادت برای غیر خدا شرک است و شرک گناهی
نابخشودنی است، بشرطی که قبل از مرگ از آن توبه نشود. خداوند از هر گناهی
میگذرد اما از شرک نمیگذرد و همانا بهشت را بر مشرکان حرام کرده است،
چرا که شرک ورزیدن به خدا ظلم عظیمی است : خداوند متعال می فرماید : (( وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ
وَهُوَ يَعِظُهُ يَا بُنَيَّ لَا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ
لَظُلْمٌ عَظِيمٌ )) لقمان: ١٣ ( يادآور شو ) زماني را كه لقمان به پسرش گفت ـ در حالي كه او را پند ميداد ـ پسر عزيزم ! ( چيزي و كسي را ) انباز خدا مكن ، واقعاً شرك ستم بزرگي است . (( إِنَّ اللّهَ لاَ يَغْفِرُ أَن يُشْرَكَ
بِهِ وَيَغْفِرُ مَا دُونَ ذَلِكَ لِمَن يَشَاءُ وَمَن يُشْرِكْ بِاللّهِ
فَقَدْ ضَلَّ ضَلاَلاً بَعِيداً )) النساء: ١١٦ بيگمان خداوند شرك ورزيدن به خود را ( از
كسي ) نميآمرزد و بلكه پائينتر از آن را از هركس كه بخواهد ( و صلاح
بداند ) ميبخشد . هر كه براي خدا انباز بگيرد ، به راستي بسي گمراه گشته
است ( و بسیار از حق پرت شده است ) . ((إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ
حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ وَمَا
لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ)) المائدة:٧٢ بیگمان هر کس شریکی برای خدا قرار دهد،
خداوند بهشت را بر او حرام کرده است (و هرگز به بهشت داخل نمیشود) و
جایگاه او آتش (جهنم) است و ستمکاران یار و یاوری ندارند. (( وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى
الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ
وَلَتَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ )) الزمر: ٦٥ به تو و به يكايك پيغمبران پيش از تو وحي
شده است كه اگر شرك ورزي، كردارت ( باطل و بيپاداش ميگردد و ) هيچ و
نابود ميشود، و از زيانكاران خواهي بود . زمانیکه خطاب به رسول خدا چنین باشد پس وای
بحال ما اگر به خدا شرک ورزیم ... آنگاه است که تمام اعمالمان هیچ و نابود
خواهد شد. چرا که شرک اعمال صالح انسان را نیست و بر باد خواهدکرد. شاید اگر سلشحور بهنگام تحقیق و تفحص، اندکی
در این آیات آشکار تدبر میکرد، هرگز پیام توحید را اینگونه به مخاطبان
سریالش ابلاغ نمیداشت و اینگونه انبیای الهی را ناقضان رسالتشان معرفی
نمیکرد. آیا او و همفکرانش فراموش کردهاند یا اصلا
ندانستهاند که پیامبران برای چه مبعوث شدهاند و پیام خطیر خداوندی برای
آنها چه بوده است؟! خداوند چنین میفرماید: ((وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولاً أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ)) النحل: ٣٦ ما به میان هر ملتی پیغمبری را فرستادهایم (و محتوای دعوت همه پیغمبران این بوده است) که خدا را بپرستید و از طاغوت دوری کنید.[4] * * * خداوند متعال میفرماید : (( إِذْ قَالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يَا أَبتِ
إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ
رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ * قَالَ يَا بُنَيَّ لاَ تَقْصُصْ
رُؤْيَاكَ عَلَى إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُواْ لَكَ كَيْداً إِنَّ الشَّيْطَانَ
لِلإِنسَانِ عَدُوٌّ مُّبِينٌ )) يوسف: ٤ - ٥ ( اي پيغمبر ! به ياد دار ) آن گاه را كه
يوسف به پدرش گفت : اي پدر ! من در خواب ديدم كه يازده ستاره ، و همچنين
خورشيد و ماه در برابرم سجده ميكنند* ( پدرش ) گفت : فرزند عزيزم ! خواب
خود را براي برادرانت بازگو مكن ، ( چرا كه مايه حسد آنان ميشود ، و
شیطان ايشان را بر آن ميدارد) كه براي تو نيرنگ بازي و دسيسهسازي كنند .
بيگمان شیطان دشمن آشكار انسان است . تحریف قرآن در سریال یوسف پیامبر علیه السلام : راوی داستان ، ظاهرا در صدد انتقال پیامی
دیگر به مردم است و آن پیام ولایت و امامت است، ایشان مفسر توانایی هستند
که با اجتهاد خود، بر معنای آیههای قرآن میافزایند تا از آن برای
استدلال در انتقال پیام ولایت و امامت استفاده کنند، البته به گفته خود
ایشان ظاهرا یکی از منابع اجتهادش تفسیر المیزان بوده است. بعد از اینکه یوسف علیه السلام رؤیای شیرین
خود را برای پدرش یعقوب علیه السلام تعریف میکند، به روایت سلحشور، یعقوب
علیه السلام در مقابل کودک خود (یوسف علیه السلام ) زانو زده و خطاب به او
چنین میگوید : «خداوند تو را برای خود برگزیده است و
علم تعبیر خواب را به تو ارزانی خواهد داشت و نعمتهایش را بر تو و خاندان
یعقوب تمام خواهد کرد همانگونه که بر پدرانت اسحاق و ابراهیم اتمام نعمت
کرده و به آنان جایگاه امامت و ولایت عنایت فرموده است » افزودن "امامت و ولایت" به سوره یوسف ـ آیه 6 ایشان آنقدر دلسوزانه بر انتقال پیام خود به مردم حریصاند که مجبور میشوند بر کلام پروردگار کلماتی بیافزایند. العیاذ بالله . حال به ترجمه صحیح آیه توجه کنید : خداوند متعال میفرمایند: (( وَكَذَلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ
وَيُعَلِّمُكَ مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ وَيُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ
وَعَلَى آلِ يَعْقُوبَ كَمَا أَتَمَّهَا عَلَى أَبَوَيْكَ مِن قَبْلُ
إِبْرَاهِيمَ وَإِسْحَاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ )) يوسف:٦ همان گونه ( كه در خواب خويشتن را سرور و
برتر ديدي ) پروردگارت تو را ( به پيغمبري ) برميگزيند و تعبير خوابها را
به تو ميآموزد ( و با خلعت نبوّت تو را مفتخر ميسازد ) و بر تو و خاندان
يعقوب نعمت خود را كامل ميكند ، همان طور كه پيش از اين بر پدرانت
ابراهيم و اسحاق كامل كرد . بيگمان پروردگارت بسيار دانا و پرحكمت است ( و
ميداند چه كسي را برميگزيند و خلعت نبوّت را به تن چه كسي ميكند ) . شما را به خدا بگویید که در کجای این آیهی مبارکه سخن از امامت و ولایت به میان آمده است؟! حال دلسوزانه سئوالاتی از فرزندان شیعه دارم : آیا شما کلام خدا را باور دارید؟ میدانم که باور دارید و به حقانیت آن یقین دارید ... آیا میپذیرید که در قرآن انحراف یا تحریفی رخ داده باشد؟ اطمینان دارم که چنین چیزی را هرگز نمیپذیرید. نگاه شما به کسی که قرآن را از قصد تحریف میکند، چیست؟! یقینا چنین کسی را دشمن قرآن و خارج از امت محمد صلی الله علیه و آله و سلم میدانید. پس چرا دلیل اضافه کردن بر قرآن را از آقای سلحشور جویا نمیشوید؟! لابد اطلاع دارید که سلحشور یکی از منابع مورد تحقیق خود را کتب علمای شیعه معرفی میکند... آیا علمای اهل تشیع افزودن به قرآن و یا کاستن از آن را جایز شمردهاند؟! مطمئن هستم که چنین چیزی را هرگز نمیپذیرید و آن را تهمت میدانید. آیا تاکنون از علمای خود دربارهی اعتقادشان نسبت به تحریف قرآن سئوال کردهاید؟! مسلما سئوال نکردهاید ... چون تصور اینکه
آنها قرآن را کتابی تحریف شده بپندارند از اذهان شما که به حقانیت کلام
خدا ایمان دارید، بدور است. حال بیایید باهم نظر آنها را در مورد کلام خدا و مسئله تحریف قرآن جویا شویم : تحریف در تفسیر و تأویل قرآن آقای کلینی در کتاب أصول کافی جلد (1) صفحه ی 207 که بزرگترین کتب شیعه است نوشته است که : ابو حمزه به أبو جعفر گفت: فدایت شوم، شیعه
از تفسیر آیه (( عَمَّ يَتَسَاءلُونَ * عَنِ النَّبَإِ الْعَظِيمِ
)) النبأ: ١ - ٢ از شما سؤال می کنند أبو جعفر گفت: تفسیر این آیه را به
شما می گویم و شما اگر میل داشتی به آنها بگو و اگر میل نداشتی به آنها
نگو ، این آیه (عم یتساءلون) در شأن امیرالمؤمنین صلوات الله علیه وارد
شده است و امیرالمؤمنین شخصاً میفرمود : برای خدا هیچ آیه و هیچ خبری
نیست که بزرگتر از من باشد . در این جا معنای (النباء العظیم) باتفاق اهل
تفسیر واجماع مسلمانان روز قیامت وشدت و اهوال روز رستاخیز است که معنای
نباء العظیم را به علی بن ابی طالب تأویل و تفسیر کردهاند. حقا که علی
بن ابی طالب چنین چیزی نفرموده است و از این افترا مبرا است. همچنین در کتاب کافی جلد (1) صفحه 214 آمده
که یک نفر بنام سالم از أبو جعفر معنای این آیه را سؤال کرد : (( ثُمَّ
أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا
فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ وَمِنْهُم مُّقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ
بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّه)) فاطر: ٣٢ الآيه، أبو جعفر گفت: منظور از
سابق بالخیرات، امام است و منظور از مقتصد کسی که امام را شناخته باشد و
منظور از ظالم لنفسه کسی است که امام را نشناسد. در کتاب کافی جلد1 صفحه 414 آمده که حسن بن
نعیم الصحاف گفت: از ابو عبدالله تفسیر این آیه را سوال کردم: (( هُوَ
الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنكُمْ كَافِرٌ وَمِنكُم مُّؤْمِنٌ وَاللَّهُ بِمَا
تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ )) التغابن:٢ او در جواب گفت: خداوند از آن روزی که
در صلب آدم از مخلوقات پیمان گرفت ایمان و کفر مخلوقات را به ولایت ما
شناخت. همچنین در کتاب کافی جلد 1 صفحه ی 417
أبوجعفر گفت : خداوند به محمد صلی الله علیه و آله و سلم وحی فرستاد و
فرمود: (( فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِيَ إِلَيْكَ إِنَّكَ عَلَى
صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ )) الزخرف: ٤٣ .یعنی: ای محمد هرآنچه به شما وحی
شده است ، ثابت باشید که شما بر ولایت علی هستید و علی صراط مستقیم است. دوباره در کتاب کافی جلد 1 صفحه ی 421 از
أبوعبدالله در تفسیر آیه (( وَلَقَدْ أُوحِيَ إِلَيْكَ وَإِلَى الَّذِينَ
مِنْ قَبْلِكَ لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ وَلَتَكُونَنَّ
مِنَ الْخَاسِرِينَ )) الزمر: ٦٥ ، سؤال شد. او در جواب گفت: اگر شما در
ولایت غیر علی و اوصیای دوازده گانهی بعد از او شریک علی قرار دهید ،
تمام اعمال شما به باد خواهد رفت. باز در کتاب کافی جلد 1 صفحه ی 422 از ادریس
بن عبدالله و او از أبو عبدالله از تفسیر این آیه سؤال کرد: (( مَا
سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ * قَالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ ))
المدثر: ٤٢ - ٤٣ و او در جواب گفت: ما از اتباع ائمه نبودیم. خمینی درکتاب کشف الاسرار ترجمه دکتر محمد
پنداری صفحه 151گفته است ما تأکید می کنیم که در قرآن صدها آیت موجود است
که درباره امام و امامت وارد شده است بدون اینکه به یک آیه اشاره کند، و
در جای دیگر در کتاب کشف الاسرار صفحه 197 گفته است آیاتی که در قرآن
درباره علی بن ابی طالب وارد شدهاند لازم است که بشناسید هر چند شمارش
این آیات برای هیچ کس مقدور نیست ، زیرا این قضیه به یک آیات و دو آیات و
صدآیات تمام نمیشود. تحریف درترتیل در کتاب کافی جلد 1 صفحهی 412 از جابر و او
از أبوجعفر سؤال کرد که برای چه علی بن ابی طالب به امیر المؤمنین
نامگذاری شد، أبوجعفر در جواب گفت : خداوند او را به این اسم نامگذاری
فرموده ، چنانچه در کتاب خدا نازل شده است { و إذ اخذ ربک من بنی آدم من
ظهورهم ذریتهم و اشهدهم علی انفسهم الست بربکم وأنّ محمداً رسولی و أنّ
علیاً اَمیر المؤمنین } اضافه کردن جملهی و أنّ محمداً رسولی و أنّ علیاً اَمیر المؤمنین. اصل آيهي مباركه : (( وَإِذْ أَخَذَ
رَبُّكَ مِن بَنِي آدَمَ مِن ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ
عَلَى أَنفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُواْ بَلَى شَهِدْنَا أَن
تَقُولُواْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ ))
الأعراف: ١٧٢ باز در کتاب کافی جلد 1 صفحه 417 از أبوجعفر که گفت : { نزل جبرئيل بهذا علی محمد بئسما اشتروا به انفسهم أن يکفروا بما انزل الله فی علیِّ بغياً }
جبرئیل با این آیه بر محمد نازل شده آنها در برابر چه بهای بدی خود را
فروختند و به آنچه خداوند نازل کرده بود به خاطر رشک و حسد،کافر شدند و
معترض بودند. همچنین در کافی جلد 1 صفحهی 417 از جابر روایت شده که گفته است : جبرئیل این آیه را برای محمد آورد، { و ان کنتم فی ريب مما نزلنا علی عبدنا فی علیِّ فأتوا بسورة من مثله }
مورد نزول آیه این است، البته مشرکین در آنچه بر پیامبر بزرگوار نازل می
گردید در شک و تردید بودند که آیا آیات نزول کلام خدا است یا کلام خود
محمد است، خداوند برای رفع این پندار مشرکین فرمود، آنچه بر بنده خود،
محمد بن عبدالله نازل کردیم اگردر شک و تردید هستید، آیه ای مثل آن
بیاورید. اصل آیه مبارکه: (( وَإِن كُنتُمْ فِي
رَيْبٍ مِّمَّا نَزَّلْنَا عَلَى عَبْدِنَا فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّن
مِّثْلِهِ وَادْعُواْ شُهَدَاءكُم مِّن دُونِ اللّهِ إِنْ كُنْتُمْ
صَادِقِينَ )) البقره: ٢٣ در کتاب کافی جلد 1 صفحه ی 422 از أبوعبدالله روایت شده که آیه{ سأل سائل بعذاب واقع * للکافرين بولاية علیِّ ليس له دافع } اینطور نازل شده ، ثم قال هکذا والله نزل بها جبرئیل علی محمد. همچنین از کتاب کافی جلد 1 صفحهی 423 از أبو جعفر روایت شده است که گفته است جبرئیل این آیه را اینطور بر محمد نازل کرد { فبدل الذين ظلموا علی محمد حقهم قولاً غير الذی قيل لهم فأنزلنا علی الذين ظلموا آل محمد حقهم رجزاً من أسماء بما کانوا يفسقون } اصل آیهی مبارکه : (( فَبَدَّلَ الَّذِينَ
ظَلَمُواْ قَوْلاً غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ فَأَنزَلْنَا عَلَى
الَّذِينَ ظَلَمُواْ رِجْزاً مِّنَ السَّمَاء بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ
)) البقره: ٥٩ این آیه در مورد قوم بنی إسرائیل وارد شده
که پیمان و وعدهی خداوند را شکستند و نافرمانی کردند، افراد ستمگر این
سخن را تغییر دادند و به جای آن جملهی استهزا آمیزی گفتند و لذا ما بر
ستمگران در برابر این نافرمانی از آسمان عذاب فرستادیم. خمینی در کتاب خود کشف الاسرار گفته است در
بدایت این حدیث برای ما ثابت شده که پیامبر اسلام از بحث امامت خودداری
کرده چون ترسیده که مبادا بعد از وفاتش قرآن تحریف گردد یا اختلاف در بین
مسلمانان تشدید پیدا کند که آن در اسلام تاثیر فراوانی داشته است ، واضح و
روشن است اگر پیامبر خدا طبق دستور الهی امر امامت را تبلیغ میکرد و در
این میدان نهایت تلاش خود را نشان میداد ، در هیچ یک از کشورهای اسلامی
اختلافات و منازعات و بحث و جدل ، صورت نمیگرفت و اختلافات دراصول و فروع
ظاهر نمیشد (پیامبر خدا را مذنب و مقصر دانستن و او را متهم کردن به
كتمان حق و تحريف آيات!!!! ـ پناه بر خداوند سبحان از این افترا و
کفرگویی!! ) نمونههايي دیگر از تحریفات قرآن توسط دیگر علمای اهل تشیع 1- محمد باقر مجلسي و نظر مجلسي اين است که: روايات درباره
تحريف متواتر ميباشد و هيچ راهي براي انکارش نيست و روايات تحريف، روايات
متواتر امامت – بر حسب گمانشان – را ساقط ميکند. پس او در کتابش: «مرآه العقول من شرح أخبار
آل الرسول» جلد دوازدهم ص 525، در شرح حديث هشام بن سالم از أبي عبدالله
فرمود: «همانا قرآني که جبرئيل علیه السلام براي حضرت محمد صلی الله علیه
و آله و سلم آورد هفده هزار آيه بود[5].
درباره اين حديث ميگويد: موثق است، و در بعضي نسخهها از هشام بن سالم
بجاي هارون بن سالم آمده است، پس روايت صحيح است، مخفي نيست که اين روايت
روايات صحيح ديگر، صريح و واضح است در مورد، کم شدن قرآن، و تغيير آن و
نزد من روايت در اين زمينه از لحاظ معنا متواتر ميباشد، و کنار گذاشتن
همه اين روايات موجب سلب اعتماد کمتر از تمام روايت ميگردد بلکه در گمان
من روايت در اين زمينه کمتر از روايت درباره امامت نيست، پس چگونه آن را
(امامت) با روايت ثابت ميکنند؟» يعني چگونه با خبر و روايت امامت را ثابت ميکنند اگر که اخبار و روايت تحريف قرآن را کنار گذاشتند و دور ريختند؟ و همچنين مجلسي بعيد ميداند که آن سري آيات اضافي تفسير قرآن باشد[6]. و همچنين در کتابش: «بحار الأنوار» بابي تحت عنوان: «باب التحريف في الآيات التي هي خلاف ما أنزل الله»[7] نامگذاري کرده است.[8] 2- شيخ محمد بن محمد نعمان ملقب به مفيد اما شيخ مفيد – آن کسي که از مؤسسين مذهب
شمرده ميشود– اجماع و اتفاقشان بر تحريف قرآن و مخالفتشان با ساير
فرقههاي اسلامي در اين عقيده نقل نموده است. در کتاب «اوائل المقالات»
ميگويد: اماميه اتفاق دارند بر وجوب رجعت بسياري از مردگان بسوي دنيا قبل
از روز قيامت، اگر چه در معناي رجعت در بين شان اختلاف وجود دارد. و اتفاق دارند بر اطلاق لفظ بداء در وصف الله تعالي، و اگر چه اين سماعي است نه قياسي، و اتفاق دارند که پيشوايان گمراه[9]
مخالفتهاي بسياري کردهاند در جمعآوري قرآن، و در آن بر حسب تنزيل و سنت
پيامبر صلی الله علیه و آله و سلم روي گرداندهاند، و معتزله و خوارج و
زيديه و مرجئه و اصحاب حديث اجماع دارند بر خلاف اماميه در تمام آنچه که
بر شمرديم[10]. و همچنين ميگويد: همانا روايات و اخبار
بطور مستفيض از ائمه هدي از آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم آمده است
درباره اختلاف قرآن، و آنچه که ستمگران در آن انجام دادهاند از حذف و کم
کردن[11]. و همچنين هنگامي که در کتابش: «المسائل السروريه»[12]
از وي پرسيده شده، گفتار شما درباره قرآن چيست؟ آيا آن چيزي است که اکنون
در دست مردم ميباشد يا اينکه آنچه که خداوند بر پيامبرش نازل نموده، چيزي
از آن از بين رفته است؟ و آيا اين همان است که امير المؤمنين علي علیه
السلام جمعآوري نموده يا همچنانکه مخالفين ميگويند عثمان جمعآوري نموده
است؟ در پاسخ گفته است: همانا تمام آنچه که بين اين دو جمله قرآن
ميباشد کلام الله تعالي و تنزيل او ميباشد، و هيچ چيز از سخنان بشر در
آن نيست، و اين تمام آن چيزي که نازل شده و بقيه آنچه از قرآن که خداوند
تعالي نازل نموده است نزد نگهدار شريعت و امانتدار احکام ميباشد[13]،
و چيزي از آن ضايع نشده اگر چه آنچه که امروز بين دو جلد جمعآوري شده در
آن جمعآوري نکرده بخاطر اسبابي که اقتضا نموده است، از جمله: عدم شناخت
بعضي از آن. - آنچه در آن شک نموده. - آنچه خودش عمداً انجام داده. - آنچه عمداً آن را بيرون نموده. و بدرستي که امير المؤمنين علیه السلام قرآن
نازل شده را از اول تا آخرش جمعآوري نمود و همانطوري که جمعآوري آن واجب
بود بر همان طريقه جمعآوري کرد پس آيات مکي را بر مدني، و ناسخ را بر
منسوخ مقدم نمود، و هر چيز از آن را در جاي خودش قرار داد. و بدين خاطر
جعفر بن محمد الصادق ميفرمايد: قسم بخدا اگر قرآن همانطوري که نازل شد،
خوانده شود هر آينه مييافتيد که ما در آن نام برده شدهايم همچنانکه نام
برده کساني که قبل از ما بودند. تا آنجايي که ميگويد: مگر اينکه خبر از
ائمه ما (عليهم السلام) صحيح ميباشد که آنان به خواندن بدون زياده و
نقصان آنچه که بين دو جلد (قرآن) ميباشد امر نمودهاند، تا زمانيکه قائم
قيام کند و همانطور که خدا نازل نموده و امير المومنين علیه السلام
جمعآوري کرده بر مردم بخواند. و ما را نهي کردهاند از خواندن آنچه که در
روايات آمده از حروفي که اضافه است بر آنچه در مصحف ميباشد، زيرا که
بصورت تواتر نيامده بلکه بصورت آحاد روايت شده است[14]
و چه بسا يک نفر در آنچه که نقل ميکند اشتباه کند، و همچنين وقتي که
انساني مخالف آنچه در بين دو جلد قرآن ميباشد بخواند سبب هلاک نمودن خودش
ميشود، پس آنان (عليهم السلام) ما را از قراءت قرآن بخلاف آنچه در بين دو
جلد ميباشد منع نمودهاند. آیات تحریف شده توسط علمای شما و اعتقاد
آنها به تحریف شدن قرآن بسیارند و ادامهی ذکر این تحریفات و تأویلات باطل
، سخن را طولانی و خستهکننده خواهد کرد، لذا از شما فرزندان شیعه
میخواهم که خود با مراجعه به کتب حرّافان عالمنما[15]، از دیگر تحریفات پرده بردارید، باشد که خداوند سبحان من و شما را در زمرهی مدافعان راستین قرآن محشور بدارد. تبصره 1 : علمای شیعه، قرآن را کلامی تحریف شده میپندارند و بر این مسئله، اجماع و اتفاق نظر دارند. تبصره 2 : چنانچه شخصا از علمای
معاصر خود سئوال کردید، و پاسخی مخالف آنچه بیان شد ( عدم تحریف شدن قرآن
)، دریافت کردید، تعجب نکنید. زیرا شما با اصلی از اصول عقیدتی شیعه بنام
اصل « تقیه » که آقایان علما آن را بنا نهادهاند، مواجه شدهاید. همان
اصلی که همواره عوام شیعه و سنی را از رسیدن به حقیقت و ماهیت افکار این
حرافان و مبتدعان، باز داشته است. بنابراین مراقب اصل « تقیه » باشید! در این میان، کارگردانی که منابع تحقیق خود
را اقوال و کتب این حرافان مبتدع، معرفی میکند، نباید از او انتظاری جز
تحریف کردن قرآن را داشت. سئوالی که علامه سلحشور جواب می دهد: رمز خلقت تمام هستی چیست؟ روای داستان ( سلحشور ) با به تصویر کشیدن
صحنه هایی دیگر از فیلم میخواهد پیام ولایت و امامت و جانشینی را به
گونهای دیگر به مردم انتقال دهد. کودکی که پس از ظلم برادرانش روزها و شب
ها را در درون یک چاه سرد و تاریک سپری میکند، هر از گاهی با پیامی
آسمانی از جانب خداوند بوسیلهی ملائکههای مقرب الهی، با او سخن گفته
میشود، در اولین پیام آسمانی، جبرئیل امین ( به روایت سلحشور ) با
سخنانی به ظاهر مرموز و مبهم با کودک حرف میزند؛ گردنبندی به نام موعود
را به او هدیه میکند. حال وقت آن رسیده که اصل مطلبی که از ابتدا برای آن
مقدمه چینی میکند را برای یوسف علیه السلام بیان کند، یوسف علیه السلام
برای گشودن گرههای ناگشودنی خود از جبرئیل علیه السلام طلب نصیحت
میکند، و جبرئیل نیز ( به روایت علامه سلحشور) در جواب میگوید : « رمز همهی هستی در دستان توست تو را به نصیحت چه نیاز !؟» یوسف علیه السلام کف دستهای خود را با حیرت نگاه کرده و سپس میپرسد: « کدام رمز؟» جبرئیل علیه السلام : « بنگر، هر دست تو را چند بند و چند انگشت است؟» یوسف علیه السلام با کمی تعلل در حساب : « 5 انگشت و 14 بند » جبرئیل علیه السلام : « این همان رمزی است که گفتم ، 5 و 14» یوسف علیه السلام : « 5 و 14 یعنی چه ؟!» جبرئیل علیه السلام : « این رمز در زمان ظهور آخرین پیامبر گشوده خواهد شد و رمز وجود هستی در همین دو عدد است به آنها متوسل شو آرامش و نجات خواهی یافت» پیام این سریال آنقدر مهم و خطیر است که
علامه سلحشور برای بیان آن از به تصویر کشیدن روایت های ساختگی نیز دریغ
نکرده است!! راستی من چرا از سریال شما ایراد میگیرم ؟! انتقاد از شما
چرا؟! شما که رمز تمام هستی را در کف دستان خود دارید پس انتقادهای من چه
اثری دارد؟ اصلا شما چرا قصد نصیحت مردم را دارید؟! وقتی رمز تمام هستی در
کف دستان همه هست، مردم را به نصیحت چه نیاز؟! با این حساب چه لزومی دارد
آقای احمدی نژاد جورج دبلیو بوش را نصیحت کند، درحالیکه رمز تمام هستی در
دستان بوش نیز هست ؟!!! به آنها متوسل میشود و مسلمانان فلسطین و عراق و
افغانستان را قتل و عام میکند و در نهایت آرامش و نجات مییابد!! اگر رمز
وجود هستی واقعا همین است که سلحشور در سریالش نشان میدهد پس بهتر است
دست از نصیحت مردم بردارید! نصیحت، تنها برای کسانی خواهد بود که در اثر
حادثه یا بطور مادرزاد از نعمت دست و انگشت محروم شده باشند؟! نیازمند
واقعی به نصیحت، اینها هستند! اما خالق آسمان و زمین رمز خلقت تمام هستی را چیز دیگری معرفی می کند و میفرماید : (( وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ )) الذاريات: ٥٦ من جنها و انسانها را جز براي پرستش خود نيافريدهام . و نیز می فرماید : (( الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ )) الملك: ٢ همان كسي كه مرگ و زندگي را پديد آورده است تا شما را بيازمايد که كدامتان كارتان بهتر و نيكوتر خواهد بود . او چيره و توانا ، و آمرزگار و بخشاينده است . شاید رمز 5 و 14 نیازی به رمز گشایی نداشته باشد، زیرا مقصود کارگردان را به خوبی میرساند([16] )
، اما بهتر بود که علامه سلحشور بجای استفاده از روایت ساختگی ِ «کف دست»
، برای اثبات درستی پیام سریالش، صریحتر و گویاتر، لزوم توسل انبیاء الهی
را به دو عدد 5 و 14 بیان میکرد!! سرانجام شبکهی « الکوثر » که ظاهرا به عمق
فاجعه ملتفت شده بود، بهنگام پخش سریال یوسف پیامبر از نمایش این سکانس
خودداری کرد! شاید دلیل این کار این است که با گذشت قریب به 1400 سال از
رسالت آخرین پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم ، هنوز هم زمان گشوده
شدن رمز وجود هستی برای مردم فرا نرسیده است!! گویا آقای کارگردان این بار
هم در ابلاغ پیام خود با مشکل مواجه شدهاند! کدام رسانه ؟! سالها پخش برنامههای تلویزیونی و سریالهای
مختلف ، اهداف و حقیقت پیام این رسانه را برای همه آشکار کرده است لذا
نیازی نمیبینم به رمزگشایی دیگر پیامهای به تصویر کشیده شده در این سریال
و سایر سریال های تلویزیونی بپردازم. اما آنچه که بسیار سخت و دردآور است
این است که صدا و سیما که رسانهای به اصطلاح ملی است و قرار بر این است
در خدمت تمام ملیتهای جامعه باشد، اکنون مبدل به آلتی شده که هر از گاهی
با فیلمها و سریالها و سایر تولیدات خود ، قلب اقشار میلیونی مردم اهل
سنت را جریحه دار میکند و در عین حال پیام خود را یک پیام مهم و در جهت
تحقق وحدت و اصلاح و تقویت باورهای مذهبی جامعه اعلام می دارد. سلحشور و تعریف و تمجید از یهود و نصارا، تحقیر و توهین به اهل سنت : روزنامه کیهان : گفتيد كه هم تفاسير شيعه و هم تفاسير اهل تسنن را مورد تحقيق قرار داديد. آيا تفاوت شاخص هم بين اين تفاسير وجود دارد؟ سلحشور : « فراوان. تفاوت هاي فاحش وجود دارد. نوع نگاه تفاسير اهل تسنن آدم را به عنوان مسلمان شرمنده مي كند. مي توانم بگويم نگاه اهل يهود و مسيحيت به اين قصه (یوسف پیامبر) به مراتب سالم تر از نگاه اهل تسنن است. در اين تفاسير هر گناه و نسبت ناروايي را به اين پيامبر خدا نسبت داده اند و جالب اينجاست كه اهل تسنن پيامبران را معصوم نمي دانند ولي نمي گذارند چهره هاي آنها پخش شود» !!!!! هنوز قلوب جریحهدار اهل سنت از اهانت به
امیرالمومنین عمر بن خطاب رضي الله عنه در ایام به اصطلاح "دهه فاطمیه" در
زاهدان التیام نیافته بود و هنوز هتاکی و هجوگویی ابراهیم حاتمی کیا در
مجله "خانواده سبز" (به شماره 195) به همسر گرامی رسول الله صلی الله علیه
و آله و سلم و مادر مؤمنان جهان؛ عایشه صدیقه رضیاللهعنها ([17] ) از اذهان بیرون نشده بود که اهل سنت ایران با جملات فوق مواجه شدند. آری! این جملات رکیک و به دور از حیا توسط
"فرج الله سلحشور" - کارگردان فیلم یوسف پیامبر علیه السلام - طی
مصاحبهای با روزنامه کیهان شماره "189108" در تاریخ یکشنبه 26 خرداد 1387
آمده است. در این مصاحبه سلحشور نه تنها اهل سنت
ایران بلکه اهل سنت جهان را مورد اهانت قرار داده و آنها را از یهود و
نصارا بدتر میخواند!! ایشان ظاهرا عزم خود را جزم کرده تا با سریالهایش
شهرتی جهانی پیدا کند، و اکنون آسوده خاطر باشد که از نام او در نزد یهود
و نصارا به نیکی یاد خواهد شد، و جای تعجب نیست اگر روزی عکس او را بر درِ
معابد و کلیساهای خود آویزان کنند، آخر حیف است چنین حسن ظن و ستایشی را
از ایشان به باد ناسپاسی بسپارند. راست گفت خداوند بلند مرتبه که می فرماید: ((وَلَن تَرْضَى عَنكَ الْيَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ )) بقره: ١٢٠ « يهوديان و مسيحيان هرگز از تو خوشنود نخواهند شد، مگر اين كه از آیين ( تحريف شده و خواستهاي نادرست ) ايشان پيروي كني خداوند سبحان نگاه یهود و نصارا در مورد انبیاء و اولیای الهی را بیان میکند و میفرماید : (( وَقَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرٌ ابْنُ
اللّهِ وَقَالَتْ النَّصَارَى الْمَسِيحُ ابْنُ اللّهِ ذَلِكَ قَوْلُهُم
بِأَفْوَاهِهِمْ يُضَاهِؤُونَ قَوْلَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قَبْلُ
قَاتَلَهُمُ اللّهُ أَنَّى يُؤْفَكُونَ )) التوبه: ٣٠ يهوديان ميگويند : عُزَير پسر خدا است (
چرا كه آنان را بعد از يك قرن خواري و مذلّت از بند اسارت رهانيد و تورات
را كه از حفظ داشت دوباره براي ايشان نگاشت و در دسترسشان گذاشت ) ، و
نصرانیان ميگويند : مسيح پسر خدا است ( چرا كه او بيپدر از مادر بزاد )
. اين ، سخني است كه آنان به زبان ميگويند ( و ادعائي بيش نيست و مبني بر
دليل و برهاني نميباشد . نه هيچ پيغمبري آن را گفته است و نه در هيچ كتاب
آسماني از سوي خدا آمده است . اين گفتار ) آنان به گفتار كافراني ميماند
كه پيش از آنان همچنين ميگفتند ( و مثلاً معتقد به حلول خدا در برخي از
مخلوقات بودند و يا اين كه فرشتگان را دختران خدا ميدانستند ) . خداوند
كافران را نفرين و نابود كند چگونه ( دروغ ميگويند و چگونه از حق با وجود
اين همه روشني به دور ميگردند و ) بازداشته ميشوند ؟! (( لَّقَدْ سَمِعَ اللّهُ قَوْلَ الَّذِينَ
قَالُواْ إِنَّ اللّهَ فَقِيرٌ وَنَحْنُ أَغْنِيَاء سَنَكْتُبُ مَا
قَالُواْ وَقَتْلَهُمُ الأَنبِيَاءَ بِغَيْرِ حَقٍّ وَنَقُولُ ذُوقُواْ
عَذَابَ الْحَرِيقِ )) آل عمران: ١٨١ ( با وجود اين كه ملك آسمانها و زمين از آن
او است و همه چيز را همو به ارث ميبرد ، برخي از يهوديان از روي ريشخند
گفتند : اي محمّد ! خداي تو فقير است و از ما درخواست قرض ميكند ! بگو :
) بيگمان خداوند سخن كساني را شنيد كه گفتند : خدا فقير است و ما
بينيازيم ! آنچه را گفتند ( برايشان ) خواهيم نوشت ، و به قتل رساندن
پيامبران را به ناحق ( توسّط گذشتگان ) ايشان ( هم ثبت و ضبط خواهد شد ) و
بدانان خواهيم گفت : بچشيد عذاب ( آتش ) سوزان را . (( وَإِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسَى ابْنَ
مَرْيَمَ أَأَنتَ قُلتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَهَيْنِ مِن
دُونِ اللّهِ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ
لِي بِحَقٍّ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ تَعْلَمُ مَا فِي
نَفْسِي وَلاَ أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنتَ عَلاَّمُ
الْغُيُوبِ * مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ مَا أَمَرْتَنِي بِهِ أَنِ
اعْبُدُواْ اللّهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً مَّا
دُمْتُ فِيهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّقِيبَ
عَلَيْهِمْ وَأَنتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ )) المائدة: ١١٦ – ١١٧ و (خاطرنشان ساز) آن گاه را که خداوند
میگوید: ای عیسی پسر مریم! آیا تو به مردم گفتهای که جز الله، من و
مادرم را هم، دو خدای دیگر بدانید؟ عیسی میگوید: تو را منزّه از آن
میدانم که دارای شریک و انباز باشی. مرا نسزد که چیزی را بگویم که حق من
نیست. اگر آن را گفته باشم بیگمان تو از آن آگاهی. تو از راز درون من هم
با خبری. ولی من از آنچه بر من پنهان میداری بیخبرم. زیرا تو داننده
رازها و نهانیهایی * من به آنان چیزی نگفتهام مگر مگر آنچه را که مرا به
گفتن آن فرمان دادهای (و آن) اینکه جز خدا را نپرستید که پروردگار من و
پروردگار شما است. من تا آن زمان که در میان آنان بودم از وضع ایشان
اطّلاع داشتم و هنگامی که مرا میراندی، تنها تو مراقب و ناظر ایشان
بودهای و تو بر هر چیز مطّلع هستی. آری این همان نگاه سالم یهود و نصارا نسبت
به پیامبران الهی است ، نگاهی که آقای سلحشور و همفکرانش آن را به مراتب
بهتر و سالمتر از نگاه اهل سنت نسبت به انبیای الهی می دانند!! اما نگاه اهل سنت به پیغمبران الهی که
سلحشور آن را ناسالم و مایهی شرمندگی خود میداند، جز مصداق بارز آیه
مبارکهی زیر نیست که میفرماید: (( قُولُواْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَا
أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ
وَإِسْحَاقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى
وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ
مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ )) البقره: ١٣٦ بگوئيد : ايمان داريم به خدا و آنچه ( به
نام قرآن ) بر ما نازل گشته ، و آنچه بر ابراهيم ، اسماعيل ، اسحاق ،
يعقوب ، و اسباط ( يعني نوادگان يعقوب ) نازل شده است ، و به آنچه براي
موسي و عيسي آمده است ، و به آنچه براي ( همه ) پيغمبران از طرف
پروردگارشان آمده است . ميان هيچ يك از آنان جدائي نمياندازيم ( نه اين
كه مثل يهوديان يا عيسويان ، بعضيها را بپذيريم و بعضيها را نپذيريم ) و
ما تسليم ( فرمان ) خدا هستيم . بدون شک این اهانتها به ساحت مقدس پیامبران
الهی و اصحاب گرامی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و مادر مؤمنان
عائشهی صدیقه رضیالله عنها ، مسئله تازه ای نیست و اولین تیر زهر
آلود صدا و سیما و مجلات و روزنامه ها نبوده و آخرین تیر نیز نخواهد بود،
چرا که از "عبدالله بن أبی صفتان زمان"، چیزی بیش از نفاق و فتنه و افترا
انتظار نمیرود ، بنابراین با جان و مال و هر آنچه که در توان داریم
همواره مدافعان راستی انبیا و اصحاب رسول الله و همسران گرامیش خواهیم بود
و شکایت خود را با قلبی جریح به نزد پروردگارمان میبریم و کار سلحشور و
حاتمیکیا و امثالشان در صدا و سیما و روزنامهها را ، به بارگاه با عظمت
خداوند جبار میسپاریم. (( إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ )) الحج: ٣٨ خداوند دفاع ميكند از مؤمنان ( و به سبب
ايمانشان پيروزشان ميگرداند ) . چرا كه مسلما خداوند خيانت پيشگان كافر
را دوست نميدارد ( و دوستان مؤمن خود را در دست خيانتكاران ملحد رها
نميسازد ). (همانا آن دسته از ملت ما که فیلمهای صدا
و سیما را پی میگیرند تا به حال به این مهم پی بردهاند که رسانهی به
اصطلاح ملی با پخش این دسته از سریالها اهدافی مشخص دنبال میکند، از جمله
این اهداف : 1. از مهمترین اهداف این گونه سریالها
بیان و اثبات این عقیده منحرف است که امامان از بیشتر و شاید از همه
انبیاء الهی برترند. این مهم با بررسی ویژگیها و امتیازاتی که در فیلم
های متفاوتی به امامان داده شده در حالیکه پیامبران از آنها محروم
بودهاند، وضوح مییابد. امتیازاتی از قبیل : نشان ندادن صورت و احیانا
صدای امامان، پرداختن امامان به کارهای مهمتر و اساسیتر در فیلمها بر
خلاف پیامبران که بیشتر سرگرم زندگی روزمره و انجام امور عام المنفعه
هستند، نشان دادن یاران امامان در قالب بازیگران حرفهای و شاخص و با صورت
یا صوتی جذاب، اما نمایش پیامبران در قالب افرادی معمولی و همچنین جذابیت
بیشتر در طرح فیلمها و فیلمسازیها و نحوه کارگردانی فیلم های امامان
و... 2. بیان اینکه رسالت تمام پیامبران بر
اساس ابلاغ مهدویت و فقه انتظار بنا نهاده شده است به همین دلیل در
حساسترین و جذابترین نقاط این فیلمها این مساله با فضاحت کامل آورده شده
است که پیامبران رسالت خود را ناتمام اعلام نمودهاند و کمال آن را در
ظهور مهدی دانستهاند همانگونه که در فیلمهایی از جمله مریم مقدس،
ابراهیم خلیل الله و اخیرا یوسف پیامبر صراحتا بدان اشاره شده است. 3. منحرف نمودن اذهان مردم از پیام خدایی
و اصل اساسی رسالت پیامبران که همان توحید و برحذر داشتن از شرک است و
همچنین نیاوردن نامی از آن یا اصولا برخلاف آنرا نمایش دادن و تبلیغ مسایل
مددجوئی ، استعاذه ، توسل، قبرپرستی و... 4. بسیاری از وقایع و مسایل فقهی مطرح
شده صرفا برای اثبات نظر (مرجوح) شیعه بیان گشتهاند. این مساله را هم در
فیلم امامان و هم در فیلمهای پیامبران به وفور میتوان یافت. از جمله
اباحیت انواع موسیقیها، آرایشهای زننده زنان و مردان و... 5. استفاده از افرادی بیهویت و بدنام و
بیاخلاق به جای پیامبران و برتری دادن صفت ملیتی و ایرانی بودن در
فیلمها برای برخی از افراد و یاران امامان و بی ارزش نمایاندن اعراب و
یاران عرب امامان و پیامبران نیز اهدافی دیگر است که فیلم سازان برای تحقق
آن کوششها نمودهاند. 6. نمایش ندادن یا ناقص گذاشتن نقاط خطیر
از آیات قرآن و یا اصولی از صلب قضیه پیامبران و پرداختن به حواشی و
جزئیات در بسیاری از فیلمها به صراحت دیده میشود از جمله نپرداختن به
قضیه عبادتها و اعتکافهای مریم در داستان مریم مقدس که در چندین جای قرآن
آمده است ولی بزرگ جلوه دادن جریان یوسف و زلیخا در فیلم یوسف پیامبر بر
اساس مقاصد پلید کارگردانان. 7. بیارزش جلوه دادن معجزات انبیاء
الهی، خود این مساله که معجزات نشان داده میشوند و به تصویر کشیده
میشوند نشان از تحقیر معجزات و عادی جلوه دادن آنها و انکار خارق العاده
بودن آنها دارد. 8. در تمام فیلمهایی که برای پیامبران
ساخته شده است، این مساله را به نحوی بازتاب دادهاند که پیامبران یا به
دنبال زنان و کسب نظر آنان یا درگیر با نوعی شهوت طلبی و زن بازی بودهاند
از جمله : رابطه ابراهیم با هاجر قبل از ازدواج در فیلم ابراهیم خلیل
الله- رابطه ماکسیمیلیانوس با هلن در یاران غار- رابطه مریم با زکریا در
مریم مقدس- و اخیرا رابطه یوزارسیف با زلیخا در فیلم یوسف پیامبر. 9. این فیلم ها اصولا بر طبق کتابهای
یهود و نصاری ساخته شده اند و بیشتر نیز به دنبال راضی کردن و جلب نظر
آنان میباشد این مساله با وقاحت تمام از طرف کارگردانان بدان تصریح شده و
یا در آخر این سریالها مراجع آنها آورده شده است . برای کارگردانان ملاک
اصلی فقط آوردن روایات و سهیم شدن فقه ادیان قدیم بر اساس آنچه امروزه
طرفداران آنها بیان میکنند، است (هرچند در پشت پرده این برنامهها برای
اهدافی وسیعتر همانند تقریب ادیان و... میباشد) و صحت و سقم این روایات
مطرح نیست. البته بعید نیست بر طبق این سیاست اگر زندگانی داوود نبی یا
یعقوب پیامبر علیه السلام ساخته شود اینان با وقاحت تمام بر زمین زدن
خداوند را توسط داوود یا یعقوب به نمایش کشند! چون در کتابهای عهد قدیم
این مسایل به وفور یافت می شود. 10. الگوبرداری اصلی این فیلمها از لحاظ
فیلمسازی و هنری برطبق فیلمهای اروپایی و بر اساس نظر کفار میباشد، از
جمله می توان تشابه زیادی در نحوهی فیلم سازی و ساختاربندی در بین
سریالهای ایرانی و فیلمهایی از قبیل داستان آفرینش، ده فرمان موسی، عیسای
مسیح و... یافت. بیگمان اهداف دیگری نیز در پشت این فیلمها
نهفتهاند و بسیاری از بینندگان بدانها پی بردهاند اما نکات فوق را من
باب نمونه آوردیم تا برای خوانندهی عزیز دلایلی بر گفتههایمان ارائه
نمائیم. سخن آخر برادر و خواهر مسلمانم، پدر و مادر عزیزم،
شما که از بینندگان و طرفداران سریال سلحشور هستید، امیدوارم اکنون پیام
خود را از سلحشور دریافت و آن را آویزه گوشتان کرده باشید، شمایی که 40
هفته است در حق او لطف کردهاید و هر جمعه شب اوقات عزیزتان را صرف کرده و
به تماشای این سریال می نشستید، بدانید که دید شما در نظر سلحشور به مراتب
بدتر از یهود و نصاری بوده است. بله، این هتاکی و هجوگویی کارگردانی بی
حیا، مجازات خداوند است برای امتی مسلمان آن هم بخاطر آن دسته از
مسلمانانی که عمر خود را صرف لهو و لعب میکنند و با ساعتها تماشای
تلویزیون، واجبات و نمازهای خود را به تأخیر می اندازند و از یاد خدای
سبحان غافل میشوند. اگر هر جمعه شب بجای 40 هفته غرق شدن در
روایت تحریف شده و توهین آمیز این کارگردان ، تنها 3 آیه از سوره
مبارکهی یوسف علیه السلام را با تدتبر خوانده و حفظ می کردیم، یا هر هفته
حدیثی از 40 حدیث گهربار رسول الله را از کتاب اربعین نووی خوانده و حفظ
میکردیم اکنون پیامی متفاوت از پیام سلحشور را دریافت میکردیم، و آن
دستیابی به کلید پرسشهای خود و در نهایت عفو و بخشش و رحمت خدای سبحان بود! (( لَّقَدْ كَانَ فِي يُوسُفَ وَإِخْوَتِهِ آيَاتٌ لِّلسَّائِلِينَ )) يوسف: ٧ در ( سرگذشت ) يوسف و برادرانش دلائل و
نشانههائي ( بر قدرت خدا و مرحمت او به بندگان باايمانش ) است براي كساني
كه پرسندگان ( و مشتاقان آگاهي ) از آن ميباشند . و صلی الله و سلم و بارك علی نبينا محمد و علی آله و صحبه اجمعين [1] از
اینکه بر سبیل لهو و لعب اوقات گرانبهای خود را صرف تماشای سریالهای
تلویزیونی کنم، و یا یکی از تماشاچیان اهانتهای این سریال باشم، به خدا
پناه میبرم و به صراحت اعلام میدارم تنها چیزی که مرا وادار به بررسی و
تماشای قسمتهایی از این سریال کرد، حرص اینجانب جهت افشای اهداف سوء این
نوع سریالها و دفاع از ساحت مقدس انبیای الهی بوده است. (( وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى
مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ
وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ )) هود: ٨٨ من نميخواهم شما را از چيزي باز دارم و
خودم مرتكب آن شوم ، من تا آنجا كه ميتوانم جز اصلاح ( خويشتن و شما را )
نميخواهم ، و توفيق من هم جز با خدا نيست . [2] لازم به ذکر است که منظور از
مدد از غیر خدا این است که از غیر خداوند چیزی را طلب کنی که کسی غیر از
الله بر انجام آن قادر نباشد ، مثلا طلب عافیت و شفای بیماری یا پیدا کردن
گمگشته و یا اعطای فرزند و رزق و روزی و یا گشایش در سختی ها و غیره ...
امّا در کارهايي که در حيطهي توانايي مخلوقات زنده است، هيچ
اشکالي ندارد که در آن زمينه از آن مخلوق درخواست کمک کرد، مثل اينکه از
او بخواهي که تو را در برآورده کردن نيازت ياري کند و يا از غرق شدن يا
آتشسوزي و ... نجاتت دهد. بلکه این نوع استعانت، یاری دادن یکدیگر و
تعاون است و خداوند در مورد آن می فرماید : « وَتَعَاوَنُواْ عَلَى الْبرِّ وَالتَّقْوَى وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَى الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ » مائده آیه 2 ، در راه نيكي و پرهيزگاري همديگر را ياري و پشتيباني نمائيد ، و همديگر را در راه تجاوز و ستمكاري ياري و پشتيباني مكنيد [3] دعای ابراهیم برای پدرش قبل از
آن بود که برایش روشن شود که پدرش کافر و دشمن خداست همانگونه که خداوند
در این باره میفرماید: ((فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَهُ أَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ
تَبَرَّأَ مِنْهُ إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لأوَّاهٌ حَلِيمٌ )) التوبة: ١١٤،
هنگامی که برای او روشن شد که پدرش دشمن خدا است، از او بیزاری جست.
واقعاً ابراهیم بسیار مهربان و دست بدعا و بردبار است. [4] طاغوت : از طغيان مشتق شده است
و عبارت است از تجاوز کردن از حد و به شيطان و کُهان (کسي که ادعاي علم
غيب ميکند) و هر آنچه که غير از خداوند عبادت شود و از اینکه برایش عبادت
شود راضی باشد، اطلاق ميگردد. [5]- مرآة العقول، مجلسی (ج، 12 ص، 525) دارالکتب الإسلامیه ایران. [6]- مرجع سابق. [7]- باب: تحریف در آیاتی که مخالف است با آنچه خداوند نازل کرده است. [8]- بحار الانوار ج 89 ص 66 کتاب القرآن .... [9]- مقصودش صحابه رضی الله عنهم میباشد. [10]- اوائل المقالات ص 48-49 دار الکتاب الاسلامی بیروت. [11]- مرجع سابق ص 91. [12]- المسائل السروريه ص 78-81. [13]- مقصد امام غایب و مهدی موعودشان میباشد. (مترجم) از منشورات – کنفرانس جهانی شیخ مفید، و
همچنین اینها آیت الله علی فانی اصفهانی در کتابش آرا حول القرآن ص 133
– چاپ دار الهادی – بیروت ذکر نموده است. [14]- شیعه نمیتواند متواتر بودن قرآن را ثابت کند، مگر بطریقه و نقل از اهل سنت، پس تمامی قرآن نزدشان آحاد میباشد. [15] محمد بن يعقوب کليني ـ حبيب
الله هاشمي - ميثم بحراني ـ محمد بن مسعود عياشي ـ محمد بن حسن الصفار ـ
المقدس الاردبيلي ـ کريم کرماني ـ الهندي سيد دلدار علي ـ محمد تقي کاشاني
ـ سلطان خراسانی ـ عدنان بحرانی ـ یوسف بحرانی ـ فیض کاشانی ( تفسیر
الصافی ) ـ نعمت الله جزايري (الانوار النعمانيه) ـ ابو منصور احمد بن
منصور طبرسي (الاحتجاج) ـ علي بن ابراهيم قمي(ج 1/36 و 37 ط. دار السرور،
بيروت) [16] مقصود از عدد 14 ، همان 14
معصوم و مقصود از 5 : اهل بیت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم (علی
رضی الله عنه، فاطمهی زهرا رضی الله عنها، و حسن و حسین رضی الله عنهما)
است!! [17] مجله "خانواده سبز" که یکی از
پرتیراژترین و پرخوانندهترین نشریات کشوری میباشد، در شماره اخیر
خود[شماره 195-نیمه دوم بهمن ماه ۸۶درصفحه ۹۲] مطلبی را تحت عنوان "تصویری
از جنگ به روایت ابراهیم حاتمی کیا" به چاپ رسانده است که در قسمتی از آن
آمده است: «آرایش نیروها برایم خیلی عجیب بود، منافقین، زنها، این
عایشههای زمان را برای تحریک دیگران در خط مقدم گذاشته بودند و نیروهای
دیگر عقب تر!» در این مطلب زنان نیروهای دشمن (منافقین)
«العیاذ بالله» به مادر مؤمنان جهان، همسر پاک رسول گرامی اسلام (صلی الله
علیه و سلم)؛ عایشه صدیقه رضی الله عنها تشبیه شده اند. علیرضا صداقت
خداوند سبحانه و تعالی خبر ميدهد که مسيحيان را بخاطر عبادتشان براي مسيح علیه السلام ، سرزنش و توبيخ ميکند:
| Design By : Night Skin |




